انشا درمورد اتوبوس شلوغ

انشا درمورد اتوبوس شلوغ

امروز عصر برای برگشت به سمت خانه از مدرسه سوار اتوبوس شدم وقتی سوار اتوبوس شدم متوجه شدم که اتوبوس بسیار شلوغ است . پیرزن ها و پیر مردهایی که روی صندلی نشسته اند و با عشق و محبت به جوانانی که وسط اتوبوس به علت نبودن صندلی خالی ایستاده اند نگاه میکنند و با حسرت و به یاد روز های جوانی خود به آن روزها نگاه می کنند و در گذشته خود غرق شده اند.

جوان های که یا با همدیگر با تلفن همراه خود صحبت می کنند و زن جوانی که کودک کوچک خود را در آغوش گرفته و تلاش می کند که کودک خود را  که در حال گریه است آرام کند. به دست فروشی که وسط اتوبوس ایستاده است و به همه مسافر ها اجناس خود را معرفی می کند تا که شاید کسی چیزی بخرد.

در همان هنگام اتوبوس در ایستگاه مد نظر من ایستاد و من متوجه گذشت زمان از شروع تا مقصد نشدم و به خانه رسیدم.

منبع: تحقیقستان

افشاگری,اخبار جدید,افشاگری نیوز,افشاگری روز,افشاگری جدید,افشاگری

همچنین ببینید

انشا درمورد ماه رمضان

انشا درمورد ماه رمضان

انشا درمورد ماه رمضان ابتدا و شروع هر چیزی همیشه برایم خیلی هیجان انگیز بوده، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *