کانال تلگرام تحقیقستان
خرید لایسنس نود 32

انشا درمورد امام خمینی

انشا درمورد امام خمینی

جمعیت فوج فوج خودش را به فرودگاه میرساند. ایران دریایی شده بود خروشان که میخواست در اقیانوس قلب تو حل شود. ایران قلبی شده بود که هر لحظه در انتظار این واقعه ی سرنوشت ساز می تپید.

خیابان ها با دسته گل های مردم تزئین شده بود.زمان دوران ستم را به عقب و عقب تر میراند تا به آخرین دقایق خود برساند.

همه چیز و همه کس می خواست زودتر خود را به لحظه ی موعود برساند.لحظه ی دیدار یک پیر با مریدانش،لحظه ی به پایان رسیدن سال های دوری و غربت.آری،تو آمدی با آن‌ نگاه نافذت،با همان ابهت همیشگی ات و با آن کلام شیوایت.

ای سراسر پاکی،ای سراسر ایمان!نمیدانم آن لحظه هایی که آرام در آسمان خدا پرواز میکردی،چه نیرویی ترس را در نظرت هیچ شمرد؟آن روز فوج فوج مردم مروارید های اشکشان را تقدیم تو میکردند و تنها حضور تو،پاسخ این همه اشتیاق بود.

آرام و مهربان از پله های هواپیما پایین آمدی،قدم در بوستانی میگذاشتی که باغبان گلهایش خودت بودی.آری،اینها همان”یاران در گهواره هااند”که امروز با پای برهنه سر از پا نمیشناسند.اینها همان جوانانی هستند که امید و آینده ی این کشورند.

ای میله های سرد تحکم خداحافظ… خمینی ای رهبر من به وطن خود خوش آمدی

منبع: تحقیقستان

درباره نویسنده: حسین شریفی

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *