انشا درمورد اولین برف

انشا درمورد اولین برف

انشا درمورد اولین برف

اَز خواب بیدار می شَوَم،هَمِه جا سِفید پوش شُده اَست،اَز خانه خارج می شَوَم، دِرَختانی که تا پَریروز لِباس سَبز پوشیده بودَند وَ دیروز بی لباس بودَند،اِمروز لباس سفیدی به تَن کَرده اَند.


بامِ خانه ها هَم سفید شُده اَست. آب حوضِمان هَم یَخبَسته اَست.دیگر آن ماهی های رَنگارَنگ نِمی تَوانَنَد سَر اَز آب بیرون بیاوَرَند وََ اَز مَنظَره یِ بیرون اَز آب لِذّت بِبَرَند.

دیگر آن چَمَنزارها دَر پیش ما نیستَند وَ لایه ای اَز بَرف صورتِشان را پوشانده اَست. رویِ کوها بَرف نِشَسته اَست و اَبرهایِ سیاه وَ سِفید، آسمانِ شَهر را به رَنگِ سِفید کَرده اَند.اَز تَماشایِ مَنظَره یِ زیبایِ بَرفی چِشم بَرمیدارَم وَ تَصمیمِ قَدَم زَدَن میگیَرم.

جایِ پایِ کَفش هایم بَر رویِ بَرف ها نَقش بَر می دارَند. صِدایِ بَرف هایِ زیرِ کَفش هایَم مانَنَد صِدایِ خِش، خِش برگ هایِ خُشکیده وَ زَرد رَنگِ پاییزی اَست؛ چِرا که آن بَرف هایِ نَرم، زیر پاهایَم خُشک وَ سِفت می شََوََند.

دَر آن طَرَف دانه هایِ بَرفِ بُلور مانَنَد دَر نُقطه ای جَمع شُده اند وَ به یِک آدَمَک بَرفی تَشکیل شُده اَند.به آسمان نِگاهی میکُنَم؛خورشید هِنگامِ طُلوع کَردَن را مُناسِب می بینَد وَ دامَنِ زَرد رَنگِ خود را بَر روی بَرف هایِ بُلورین پَهن میکُنُد وَ آدَم بَرفی ها اَز خِجالَت آب می شَوَند.

گردآوری توسط: تحقیقستان

2440

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

magnifier
توسط
تومان