انشا درمورد بار کج به منزل نمی رسد

انشا درمورد بار کج به منزل نمی رسد

انشا درمورد بار کج به منزل نمی رسد

در زمان های قدیم پسر جوان و بازی گوش در روستا زندگی می کرد که از قضا دستش کج بود و دزدی می کرد و سر اطرافیان خود را کلا میذاشت .

اما هر چه قدر دزدی می کرد و حق دیگران را می خورد نه خانه خوبی داشت و نه غذای درست حسابی برای خوردن داشت و همیشه بدهکار بود واز نظر

مالی مشکل داشت .

روزی کیسه ای زر و سکه دزدیده بود و از دست سربازان در حال فرار بود . بعد از دویدن زیاد و تنگی نفس و رهایی از دست سربازها گوشه ای دنج ایستاد

تا نفسی بکشد و دوباره بگریزد و وقتی دست در جیب خود کرد تا از وجود کیسه اطمینان کند هر چه قدر گشت اما کیسه ای در جیب او نبود.

پیرمردی که در گوشه ی همان دیوار بود و نظاره گر رفتار پسر جوان بود , گفت ای جوان بار کج به منزل نمی رسد.

گردآوری توسط: تحقیقستان

درباره نویسنده: حسین شریفی

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *