کانال تلگرام تحقیقستان
خرید لایسنس نود 32
انشا درمورد رفتگر

انشا درمورد رفتگر

انشا درمورد رفتگر

ما در محله ی خود رفتگر به آن معنایی که در زمانهای نه چندان دور مرسوم بوده نداریم . یک آقایی هست که هرازگاهی صبح های زود صدای جاروش را هنگامی که در خواب نازم می شنوم و همچنین صدای مادرم را که گاهی برایش یک استکان چای میبرد , ولی او همیشه نمی آید چون اگر می آمد حتما صدای جاروش را می شنیدم آخر من خواب سبکی دارم .

رفتگران محله ی من بیشتر آن دو سه نفری هستند که درروزهای فرد آن هم کله ی صبح با بوق و کرنا سر می رسند و همه را مجبور به سحر خیزی موقت می کنند چون بلافاصله بعد از به پایان رسیدن موسیقی بتهوون و صدای یکنواخت یکی از آنها که همیشه فریاد می زند : آشغالاتو بذار دم در , رفتیما !

دوباره اهالی محل به خواب می روند حالا نمی دانم واقعا دوباره خوابشان می برد یا نه ولی من همیشه خواب از سرم می پرد و آرزو می کنم کاش یه جای آروم بود تا هزار ساعت می خوابیدم !

راستی یادم رفت بگویم که یکی از آنها به در خانه ی ما که می رسد دق البابی هم کرده و فریاد می زند : حاج خانم آشغالاتو بذار دم در , رفتیما !

این نکته را هم باید بگویم که اهالی کوچه و و محله ی ما از ترس گربه های آشغال خور به ندرت کیسه و سطلهای زباله ی خود را دم در می گذارند البته بعضی همسایه های بی خیال هم چند روز زودتر زباله های بوگندویشان را در کوی و برزن رها می کنند و آن وقت وضع تاسف برانگیزی رخ می دهد .

رفتگران انسانهای زحمتکشی هم هستند و نمی شود آن را انکا رکرد .در پایان از این انشا نتیجه می گیرم که اگر یک روز آنها اعتصاب کنند تمام کوی و برزن ها تبدیل به زباله دان می شوند ولی کاش رفتگران محله ی من سر و صدا نمی کردند تا ما هم می توانستیم سیر بخوابیم .

ولی چاره چیست ؟ شاید آنها باعث شوند که ما کمی سحر خیز شویم .

منبع: تحقیقستان

درباره نویسنده: حسین شریفی

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

مطالب زیر را حتما بخوانید

1 دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *