انشا درمورد شمع

انشا درمورد شمع

شمعی لرزانم که روزوشب سوخته ام و باز هم میسوزم باشد که در پرتو نور ضعیفم انهایی که حتی از داشتن شمعی کوچک محرومند پیش پای خود را بنگرند
میسوزم و باز هم میسوزم . چه کنند یارانم با نور ضعیفم عادت کرده اند .


شاید این نهایت گذشت و فداکاری انان باشد الهی انهایی که با نور ضعیف من ساخته اند به پاس این همه از خود گذشتگی انها را نور جاویدان عنایت فرما نوری فروزان و پرتوی درخشان که تا زنده اند بتوانند فرسنگها پیش پای خود را بنگرند.
نوری چون خورشید بهاری که بر شکوفه های باغ و صحرا بوسه میزند و‌گرمی مطبوعش جان بخش و روح افزاست .
خدایا بهار صلح و صفا بهار تفاهم و هم اهنگی بهار زندگی و بهار جاودانی که هیچگاه جفای خزان نتواند در ارکان معنویش رخنه ای یابد و از رنگ دریا به دور باشد را بر ما ارزانی دار . امین یا رب العالمین

منبع: تحقیقستان

افشاگری,اخبار جدید,افشاگری نیوز,افشاگری روز,افشاگری جدید,افشاگری

همچنین ببینید

انشا پنج انگشت با هم برابر نیستند

انشا پنج انگشت با هم برابر نیستند

انشا پنج انگشت با هم برابر نیستند ضرب المثل شیرین ایرانی مالامال از درس زندگی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *