کانال تلگرام تحقیقستان
خرید لایسنس نود 32

بازنویسی حکایت مردکی را چشم درد خاست

بازنویسی حکایت مردکی را چشم درد خاست

مردی چشم درد گرفت و پیش دامپزشک رفت تا دکتر چشم هایش را درمان کند . پس زمانی که نزد دامپزشک رسید گفت : ای دکتر چشم هایم را درمان کن .

دامپزشک هم از آن دارویی که در چشم های اسب و حیوان های دیگر میریخت و درمانشان می کرد , در چشم های این مرد ریخت و چشم های مرد کور شد و دیگر جایی را نمیدید.

مرد پیش قاضی رفت و از ان دکتر دامپزشک شکایت کرد .

درهمین حال قاضی گفت : هیچ مجازاتی برای دامپزشک در نظر نمیگیرم ، زیرا اگر تو خر نبودی برای درمان درد خود پیش دامپزشک نمی رفتی و پیش دکتر انسان ها میرفتی.

منبع: تحقیقستان

درباره نویسنده: حسین شریفی

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

مطالب زیر را حتما بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *