ضرب المثل تهی پای رفتن به از کفش تنگ,انشا درباره تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,انشا با موضوع تهی پای رفتن به از کفش تنگ پایه دهم ,انشا پایه دهم با موضوع تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,انشا تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,انشا جالب درباره تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,انشا جدید درباره تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,انشا خفن درباره تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,انشا درمورد مثل نویسی تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,انشا زیبا درباره تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,انشا زیبا و ادبی درباره تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,انشا صفحه 122 نگارش پایه دهم با موضوع تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,ضرب المثل درباره تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,انشا طنز درباره تهی پای رفتن به از کفش تنگ,بازپروری ضرب المثل تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,بازنویسی ضرب المثل تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,بازنویسی مثل نویسی تهی پای رفتن به از کفش تنگ پایه دهم ,صفحه 122 مثل نویسی تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,تهی پای رفتن به از کفش تنگ موضوع انشا ,ضرب المثل تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,ضرب مثل تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,مثل نویسی پایه دهم با موضوع تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,مثل نویسی تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,نگارش با موضوع تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,نگارش پایه دهم ,نگارش پایه دهم صفحه 122 با موضوع تهی پای رفتن به از کفش تنگ ,نگارش صفحه 122 پایه دهم با موضوع تهی پای رفتن به از کفش تنگ

ضرب المثل تهی پای رفتن به از کفش تنگ

مردی بود که از دار دنیا  تنها یک اسب داشت و یک خانه ی کلنگی، با همان اسب کار می کرد و خرج زندگیش را در می آورد. بعد از مدتی کفش هایش پاره شدند و انگشت های پایش از کفش بیرون زد، مرد اهمیتی به این موضوع نداد.

اما هر که از روبه رویش می گذشت به او می گفت که چرا انگشت های پایت بیرون زده است، کفشی نو بخر.

اما مرد اهمیتی نمی داد تا اینکه کفش بیشتر پاره شد و بیشتر پای مرد بیرون زد . همه به او می خندیدند و می گفتند که پای برهنه راه بروی بهتر  است از این کفش پاره. مرد که دیگر ناگذیر شده بود به فکر چاره ایی افتاد و تصمیم گرفت کمی از پول هایش را که کنار گذاشته بود بردارد و به بازار رفت تا کفشی نو برای خود  بخرد.

به حجره ی کفش فروشی رفت و از میان کفش ها، کفشی را انتخاب کرد و پوشید و بسیار به دلش نشست. پول را داد و کفش را گرفت. روز اول که کفش را پوشید احساس کرد که کمی کفش تنگ است اما با خود گفت حتما جا باز می کند کمی پایش تاول زد.

اما اهمیتی نداد. روز دوم پایش بیشتر زخم شد، به طوری که دیگر نمی توانست آن وضع را تحمل کند. فریاد زنان کفش را از پای درآورد و گفت تهی پای رفتن به از کفش تنگ.

نتیجه گیری:شاید ما در شرایطی قرار بگیریم که ناشکری کنیم اما کمی که بگذرد و شرایط عوض شود می فهمیم شرایط قبل که آنقدر از آن می نالیدیم خیلی بهتر از شرایط جدید می باشد.

گردآوری توسط: تحقیقستان

درباره نویسنده: حسین شریفی

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

مطالب زیر را حتما بخوانید

1 دیدگاه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *