انشا درمورد کلبه چوبی

انشا درمورد کلبه چوبی

انشا درمورد کلبه چوبی به آرامی در باز شد وصدای تندتند نفس زدنش مرا از خواب بیدار کر.باترس از رختخواب بلند شدم فانوس را روشن کردم،به طرف در رفتم…یک خانم تنها در جنگل به آن بزرگی…عجیب بود درطول این ۱۴ سال اولین باری بود که…