روش های سنتی و مدرن درمان زردی نوزاد

روش های سنتی و مدرن درمان زردی نوزاد

روش های سنتی و مدرن درمان زردی نوزاد «خانم! نوزادتان زردی دارد و برای درمان باید چند روزی در بیمارستان بستری باشد.» شنیدن این جمله از زبان متخصص اطفال برای مادری که با هزار امید و آرزو نوزادش را به‌دنیا آورده، دلهره‌آور است .

آشنایی با زبان بدن و رازهای آن

آشنایی با زبان بدن و رازهای آن

آشنایی با زبان بدن و رازهای آن می دانیـــــد چطور می توان دروغگویی یک فرد را تشخیص داد آیا واقعا می توان از روی حرکات یک نفر متوجه شد که چیزی را پنهان می کند یا در حال دروغ گفتن است یا حتی خیانت می…

ضرب المثل صابونش به تن ما خورده است

ضرب المثل صابونش به تن ما خورده است

ضرب المثل صابونش به تن ما خورده است این ضرب المثل برای کسی یا شخصی به کار می رود که همه کس را گول و فریب زده است و سر همه ی آنها کلاه گذاشته است. کسی که قبلا از شخص دیگری فریب خورده است…

انشا درمورد بزرگ مرد کوچک

انشا درمورد بزرگ مرد کوچک

انشا درمورد بزرگ مرد کوچک سرما را با تمام وجودش حس میکنی، میدانم بازوانت از کشیدن بار درد میکند و دردآور تر از آن جا ماندن بارت زیر برف، برف هایی که خود در سرمای آن شب دوام نمی آوردند و اندکی پس از بارش…

انشا ذهنی درباره بهار

انشا ذهنی درباره بهار

انشا ذهنی درباره بهار بهار از راه می رسد و باز در این دل غوغایی برپا می شود. بهار می آید و زمین بیدار می شود. بهار می آید و می رود ماه سپند. بهار نرم نرمک با لبخندی دلبرانه از راه می رسد. بهار…

انشا درباره ماه و ماهی

انشا درباره ماه و ماهی

انشا درباره ماه و ماهی از زمانی که دیدم تو را همانند چراغی خانه ام را روشن کردی در تاریکی های محض شب های تنهایی و بی کسی، آمدی و شدی سبب، که دوست بدارم این سیاهی مطلق را . نه ،نه فقط چراغ خانه…

انشا درمورد رشد گیاه

انشا درمورد رشد گیاه

انشا درمورد رشد گیاه عوامل بسیار زیادی شکوهمندانه و دلسوزانه در رشد نهالی کوچک و نهیف نقش دارند. به او کمک میکنند و مانند پدر و مادری دلسوز و مهربان زیر پَروبالش را میگیرند و از جان خویش برای او جان فشانی میکنند. تا زمانی…

بازنویسی مثل آب که یک جا بماند می گندد

بازنویسی مثل آب که یک جا بماند می گندد

بازنویسی مثل آب که یک جا بماند می گندد روزگاری عالمی بزرگ که سالیان زیادی از عمر خود را صرف علم آموزی کرده بود با خود عهد کرد که دیگر به مکتب نرود و دست از علم آموزی بر دارد،، ماه‌ها و سال‌ها گذشت تا…

انشا درباره مراسم عروسی

انشا درباره مراسم عروسی

انشا درباره مراسم عروسی بعد از اتمام حنابندی سر، دست و پای داماد همه با هم برای حنابندی عروس به اتاق عروس رفته و مراسم حنابندی عروس مانند داماد برگزار می شد و شب حنابندان تمام می شد و روز عروسی فرا می رسید.