فال حافظ

انشا درمورد مقایسه کرونا با معلم

انشا درمورد مقایسه کرونا با معلم

انشا درمورد مقایسه کرونا با معلم

در این مطلب از تحقیقستان به مقایسه کرونا با معلم میپردازیم. به نظر من هرکسی که بتواند به ما چیزی یاد بدهد چه کم و چه زیاد معلم ماست. خب، کرونا برای تدریس از چین یک بلیط گرفت و به کشور ما امد.

کلاس های استاد کرونا مثل کلاس های استاد های معروف و مشهور آزمون کنکور همیشه شلوغ بود و از پیر و جوان، در آن کلاس درس می خواندند .

کرونا مثل دبیر های خیلی سختگیر بود به طوری که حتی کسی جرئت نزدیک شدن به اورا هم نداشت!. در هر کلاسی بچه های تنبل و زرنگ وجود دارند، در آن کلاس هم بچه های تنبل با نمرات زیر ده تجدید شدند و حتی جانشان را هم از دست دادند و باقی بچه ها هم با نمرات قابل قبول ،قبول شدند .

از انجایی که ما دانش اموز ها عادت داریم برای درس های سخت و معلم های سختگیر وقت بیشتری بگذاریم درس های استاد سختگیرمان کرونا رو هم به خوبی فهمیدیم .

کرونا مثل معلم ها کلی درس به ما یاد داد ! یاد داد آغوش دوستامنان اول صبحی چقدر مزه میداد ،مهمانی های خانوادگی و جشن های کوچک دوستانمان چقدر خوب بود و چقدر میخندیدیم باهم .چقدر همه چیز خوب بود و چقدر آسان چیز هایی که اسان بدست اورده بودیم رو از دست دادیم .

خب کرونا هم می رود و ما مثل تمام درس هایی که تا به الان قبول شدیم ، این را هم طی خواهیم کرد. مهم این است که شاید بشود گفت مهم ترین درس زندگیمان همین است که قدر داشته هایمان را داشته باشیم.

نوشته: سنا عربانی نژاد “دبیرستان شاهد رشت”


انشا درباره مقایسه کرونا با معلم

کرونا یک معلم است. معلم خوبی هم هست اما شیوه تدریسش کمی اشکال دارد. او آموزگار مهربانی است که می خواهد با وحشت افکنی و لرزه انداختن به تن ما دانش آموزان٬ تلنگری به قلب های غم آلوده ما بزند تا قدر با هم بودن هایمان را بیشتر بدانیم.

این روزها که بیشتر در خانه هستم و ارتباط کمتری با آدم ها دارم گویا تکه ای از وجودم را گم کردم. حال دلم خوب نیست و ذهن به هم ریخته ام بدجور احساس تنهایی می کند. سخت نیازمندم کسی را در آغوش بکشم.

گاهی اوقات یاد روزهایی می افتم که با بهانه های الکی از دورهمی های ساده خانوادگی سر باز می زدم و لذت وصف ناپذیر این رابطه ها را از خودم دریغ می کردم. امروز حاضرم همه دارایی ام را بدهم و در ازایش به آن روزها برگردم.

ای کاش می‌شد در زمان سفر کرد و به گذشته ها رفت. دیگر طاقت ندارم. روح غبار گرفته ام خسته است. دلش اندکی آغوش گرم با چاشنی خنده های دلبر می خواهد.

اگر کرونا نبود شاید هیچوقت ارزش لایتناهی این لحظات را درک نمیکردم. کرونا جان ، معلم عزیز از تو برای این درس بزرگی که به همه ما دادی ممنونم. تو به ما یادآور شدی لحظه ای در کنار عزیزان بودن کیمیایی است که هیچ کجای جهان یافت نمی‌شود.

این روزها فقط می توانم بگویم: «دلبرجان ٬ منتظر آغوشم باش»

نوشته: فائقه سیدعلیپور

انشا مقایسه کرونا با گلادیاتور


انشا مقایسه کرونا با معلم

وقتی سرو کله ی کرونا در سر و کلیه ها هویدا شود ،مدرسه ها تعطیل و محصل ها مسرورند! هنگامی که معلم در مدرسه حضور پیدا کند، کلاس ها تشکیل و چهره ها مکسورند!

معلم وقتی وارد کلاس وارد شود همه بر می خیزند و و دوباره می نشینند اما کرونا وقتی وارد ملاج گردد، بعضی ها می نشینند ولی دیگر بر نمی خیزند!

معلم بچه های تنبل و ضعیف را می اندازد ولی کرونا سالخوردگان ناتوان و نحیف را می اندازد!

معلم هرکس را بیندازد نیازی به تشییع جنازه نیست لیکن کرونا هر کس را بیندازد دیگه کسی به تشییع جنازه اش نمی رود !

معلم اول در می زند بعد وارد کلاس می شود ولی کرونا اول وارد می شود بعد در و پیکر را به هم می زند!

معلم ها به خاطر ضمانت ،بانک ها را شلوغ و پردرآمد می نمایند ولی کرونا به خاطر خباثت بانک ها را خلوت و بی طراوت می نماید! کرونا فقط یک بار یقه ی آدم را می گیرد یا آدم از دستش در می رود یا می میرد؛ ولی معلم هر هفته یقه ی محصل بیچاره را می گیرد!

معلم ابتدا حضور و غیاب را انجام و لیست غایبین را برای مدیر می نگارد اما کرونا ابتدا برای همه “حاضری” می زند و بعد لیست اخراجی ها را به عزرائیل می سپارد!

کرونا از راه دهان و دماغ خانه ی دل ها را می جوید ولی معلم از راه کلاس مغز بچه ها می شوید!

کرونا از حقوق و طرح رتبه بندی محروم است ولی معلم، اللهیار ترکمن دارد که یک و نیم تا میلیون به حقوقش می افزاید! (الله نگهدارش با این صداقت و پشت کارش)

مدرسه وقتی تعطیل می شود معلم با ساز و کرنا می گوید: آخ جون!

کرونا وقتی جان کسی را می گیرد،به زبان چینی می گوید: جان هان چون!

برودت دماا ، لغزندگی معابر و جاده ها فعالیت کرونا را دو چندان می نماید ولی تدربسی معلم را دچار نقصان می نماید!

کرونا از ووهان پرواز می کند تو سوهان و آنگهی در کوهان؛ معلم از دبیرستان پر باز می کند به سوی هنرستان!‌

نوشته: محمد مرادی “ناحیه ۲ همدان”

2459

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

magnifier
توسط
تومان