کانال تلگرام تحقیقستان

انشا طنز درد دل یک موش آزمایشگاهی

انشا طنز درد دل یک موش آزمایشگاهی

یکی بود یکی نبود یک موش کوچولویی بود که من باشم. که توی آزمایشگاه یک آقای بداخلاق سبیلو زندگی می کرد که بازم من باشم!خخخخخ هر روز یک عالمه دانشجوهای رنگارنگ و از همه رنگ میان توی آزمایشگاه و مثلا آزمایش انجام میدن اما نصفشون با وسایل آزمایشگاه عکس می گیرن یا یه سریا نزدیک من می آن و مثلا با من عکس می گیرند و منم هر بار ژست های مختلفی می گیرم تا که توی عکس قشتگ تر بیفتم.

یه سری از دختر پسرا هم هستن که تا منو می بینن شروع می کنن به جیغ و داد کشیدن که کثیفه و نجسه و از این حرفا، اما اینو نمی دونن که اگه من نباشم نصف کارای آزمایشگاه میلنگه.

بله. همچنین کس مهمی هستم من. البته از خود تعریف نباشه اصلا هم کثیف نیستم این آقا بداخلاقه یه دل خیلی مهربون داره که تا یکمی منو ناز می کنه و همیشه با یه برس مخصوص منو شونه می کنه و منو تمیز می کنه.

درسته که حیوون هستم اما خیلی از حیوون ها هم می تونند دوست داشتنی و تمییز باشند و خیلی از کارهای شما را انجام بدن. نمونه اش خود من. اگه من نباشم کی قراره توی آزمایشگاه اون همه آزمایش روش انجام بشه و جون سالم به در کنه

منبع: تحقیقستان

درباره نویسنده: حسین شریفی

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

مطالب زیر را حتما بخوانید

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *