
انشا درمورد ساختن زندگی
انشا درمورد ساختن زندگی
در زندگی گاهی باخته ام … گاهی با کسی ساخته … گاهی گریه کردم … گاهی بخشیده … گاهی فریب خورده ام … گاهی افتاده … گاهی در تنهایی مرده ام … اما حال،زمانش رسیده که بگویم: اکنون خوشحالم که خودم رو باز پیدا کردم … شاید ساده باشم اما صادقم … من خودم هستم و این برایم کافیست.
دوست من … من اینو خوب فهمیدم که هیچ آدمی بد نیست … ایراد از خودمونه … خودت رو درست کن … باور کن با هیچکس به مشکل نمیخوری … اگه هم تو یه رابطه هستی که جنگ اعصاب زیاد داره و تو هم نمیتونی ازش بیای بیرون …. بدو برو خودت رو درست کن که ایراد بدون شک از خودته … خودت رو که ساختی از همه لحاظ … اعتماد به نفست میره بالا. عزت نفس غوغاااا میکنه.
خوب باش … مهربون باش … صبور باش … که اگه به هر دلیلی قرارداد این تعهد و دوستی بهم خورد … عذاب وجدان نگیری و با خودت بگی شاید من کم بودم و کم گذاشتم … با خودت بگو اون یه آدم با وفا و با معرفت و قابل اعتماد و از دست داد … واینجور آدما خیلی کمیابند … خیلیی … خودت رو بساز … خودت رو پیدا کن… .



