فال حافظسرگرمیشعر و ادبیات

غزل سلطان خوبان – فال حافظ

غزل سلطان خوبانفال حافظ

غزل شماره 14 دیوان حافظ می‌گوید ای زیبارو که بر همه خوبان سلطنت داری، بر من غریبه رحم کن که در راه دل حیران شده‌ام. حافظ از معشوق انتظار توجه دارد و خود را غریب می‌داند که به سختی روزگار می‌گذراند؛ معشوق در ناز و نعمت است و از غم او آگاه نیست.

فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 14 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.


غزل سلطان خوبانغزل گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریبغزل 14 حافظ

 

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار

خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم

گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست

خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب

می‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشت

همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت

گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو

در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند

دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

 

غزل شماره 14 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی

 


نتیجه تفال غزل شماره 14 حافظ :

1- به تازگی در محفلی رفتی و به کاری مشغول شده‌ای که با آن بیگانه هستی؛ از این ناآشنایی رنج می‌کشی، اطرافیان با تو سرد و بی‌محبت برخورد می‌کنند اما بدان که در این مورد قصدی ندارند. آنها ذاتاً سردمزاج هستند، فکر و خیال خود را بخاطر این وضعیت ناراحت نکن. به تدریج با محیط خو می‌گیری.

2- خدا را در همه حال در زندگی‌ات قرار بده، کمی طاقت بیاور، فکر نکن که تنهایی، خدا با توست. هر چه برای خود می‌خواهی برای دیگران هم طلب کن. به زودی از بلاتکلیفی رهایی خواهی یافت و با مشورت دیگران می‌توانی به آرزوی خود برسی. قطعاً با تلاش به درجه‌ای خواهی رسید که همگان از آن حیرت زده خواهند شد و این زمان دور نیست.


معنی و تفسیر غزل شماره 14 حافظمعنی غزل گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب

 

بیت اول

 

گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
گفت در دنبال دل ره گم کند مسکین غریب

 

گفتم: ای فرمانروای کشور حسن بر این عاشق آواره‌ی دور از وطن بخشایش آور. به پاسخ گفت: عاشق درمانده‌ی آواره که بر پی دل می‌رود، راه سلامت و ایمنی را گم می‌کند و به بلاهای عشق دچار می‌گردد.

 

✦✦✦✦

 

بیت دوم

 

گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار
خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین غریب

 

به معشوق گفتم: یک لحظه درنگ کن؛ گفت: عذر مرا بپذیر که نازپروردی همچون من پروای این همه عاشق آواره ندارد و از همه دلجویی نتواند.

 

✦✦✦✦

 

بیت سوم

 

خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم
گر ز خار و خاره سازد بستر و بالین غریب

 

کسی که بر بستر نرم سنجاب که ویژه پادشاهان درست کرده‌اند، خوابیده است؛ هیچ غم و غصه‌ای ندارد اگر زیرانداز خواب و بالش غریبان از خار و سنگ خارا (سنگ سخت) باشد.

 

✦✦✦✦

 

بیت چهارم

 

ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست
خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ رنگین غریب

 

ای آنکه در سلسله‌ی گیسوی تو جای دل‌های عاشقان بسیار است؛ خال هندویت برچهره‌ی نگارین شگفت دلپذیر می‌نماید.

 

✦✦✦✦

 

بیت پنجم

 

می‌نماید عکس می در رنگ روی مه‌وشت
همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین غریب

 

پرتو و انعکاس باده بر ماه رخسار تو مانند گلبرگ سرخ‌فام ارغوان بر صفحه سپید گل نسرین بدیع و شگفت به نظر می‌رسد.

 

✦✦✦✦

 

بیت ششم

 

بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت
گر چه نبود در نگارستان خط مشکین غریب

 

سبزه لطیف چهره تو چون صف آراسته‌ی موران بر گرد چهره‌ات تازه و نو می‌نماید؛ اگرچه در نگارخانه‌ی رخسار تو خط سیه‌فام شگفت نیست.

از این بیت استنباط می‌شود که در زمان حافظ نقاشی سیاه‌قلم از چهره مرسوم بوده و نه رنگی.

 

✦✦✦✦

 

بیت هفتم

 

گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو
در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این غریب

 

به معشوق گفتم: موی مانند شب سیاهرنگ تو همانند شام غریبان (طولانی) است، برحالش رحم آور وقتی که این عاشق غریب در هنگام سحرگاه (و پایان شب) می‌نالد.

 

✦✦✦✦

 

بیت هشتم

 

گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند
دور نبود گر نشیند خسته و مسکین غریب

 

معشوق گفت: ای حافظ، آشنایان دیرینه‌ی راه عشق هنوز در مقام حیرتند و واصل نشده‌اند، پس بعید و شگفت نباشد که عاشقی آواره مانند تو درمانده و دلخسته بماند.


دوست داری فال حافظ بگیری ؟ نیت کن و فال حافظ بگیر :)

این مقاله چقدر براتون مفید بود؟

از ۱ تا ۵ به این مقاله امتیاز بدید

میانگین رتبه 0 / 5. تعداد امتیاز ها: 0

تا حالا امتیازی ثبت نشده است! برای این مقاله امتیاز ثبت کنید.

solalehsn

به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه استاد شود: مناسبات، تدارکات، نگرش و رهبری. امید است در تحقیقستان بتوانم مطالبی را در زمینه های فوق ارائه دهم .

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا