فال حافظسرگرمیشعر و ادبیات

غزل درد اشتیاق – فال حافظ

غزل درد اشتیاق – فال حافظ

غزل شماره 137 دیوان حافظ در دوره جوانی و اوایل حکومت امیر مبارزالدین و در غیاب شاه شیخ ابواسحاق سروده شده و شاعر از غیبت شیخ گله می‌کند. این غزل از محبوب سخن می‌گوید که پس از آنکه دلبری کرده، حافظ را رها نموده و او این بازی را ناجوانمردانه می‌داند. با این حال در شب‌های تنهایی که جان به لب است، خیال دوست او را دلگرمی می‌بخشد.

فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 137 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.


غزل درد اشتیاق – غزل دل از من برد و روی از من نهان کرد – غزل 137 حافظ

 

دل از من برد و روی از من نهان کرد

خدا را با که این بازی توان کرد

شب تنهاییم در قصد جان بود

خیالش لطف‌های بی‌کران کرد

چرا چون لاله خونین دل نباشم

که با ما نرگس او سرگران کرد

که را گویم که با این درد جان سوز

طبیبم قصد جان ناتوان کرد

بدان سان سوخت چون شمعم که بر من

صراحی گریه و بربط فغان کرد

صبا گر چاره داری وقت وقت است

که درد اشتیاقم قصد جان کرد

میان مهربانان کی توان گفت

که یار ما چنین گفت و چنان کرد

عدو با جان حافظ آن نکردی

که تیر چشم آن ابروکمان کرد

 

غزل شماره 137 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی

 


نتیجه تفال غزل شماره 137 حافظ :

1- ناراحتی در وجود تو رخنه کرده است. کسی که به او نیکی کرده‌ای به تو خنجر زده است.

2- پل و تکیه‌گاهی برای موفقیت دیگران شده‌ای. البته این را بدان جلوی ضرر را هر وقت بگیری نفع است، پس هنوز می‌توان جبران کارهای گذشته را انجام داد. تنها راه چاره این است که از همین‌جا و پیش از آنکه ضرر بیشتر شود، برگردی.

3- حاجتی در دل خود داری که سریعاً به آن خواهی رسید و نتیجه آن را خواهی دید.


معنی و تفسیر غزل شماره 137 حافظمعنی غزل دل از من برد و روی از من نهان کرد

 

بیت اول

 

دل از من برد و روی از من نهان کرد
خدا را با که این بازی توان کرد

 

با دلربایی دل مرا ربود و رخسار خود را از من پنهان کرد، یعنی اول گرفتار عشقم کرد و وقتی دید گرفتارم، مرا ترک نمود.

به خاطر خدا بگویید با چه کسی می‌توان این چنین قمار عشق باخت؟

 

✦✦✦✦

 

بیت دوم

 

شب تنهاییم در قصد جان بود
خیالش لطف‌های بی‌کران کرد

 

شب هجران قصد کشتن و هلاکت مرا کرده بود، اما خیال و تصور یار با من بیش از اندازه مهربانی کرد.

 

✦✦✦✦

 

بیت سوم

 

چرا چون لاله خونین دل نباشم
که با ما نرگس او سرگران کرد

 

چرا همچون لاله دلی پر از خون جگر نداشته باشم در حالی‌که چشمان خمار محبوب به من بی‌اعتنایی نمود؟

 

✦✦✦✦

 

بیت چهارم

 

که را گویم که با این درد جان سوز
طبیبم قصد جان ناتوان کرد

 

با چه کسی می‌توانم بگویم؟ یعنی به هیچ‌کس نمی‌توانم این را بازگو کنم که با وجود داشتن چنین درد جانسوزی، طبیب عشق دشمن جان خسته‌ام شد و در پی گرفتن جان من بود.

 

✦✦✦✦

 

بیت پنجم

 

بدان سان سوخت چون شمعم که بر من
صراحی گریه و بربط فغان کرد

 

یار آن چنان سخت مرا همچون شمع سوزاند که شیشه شراب به حالم گریست و بربط به ناله و فریاد درآمد. بربط یک نوع از آلات موسیقی است.

 

✦✦✦✦

 

بیت ششم

 

صبا گر چاره داری وقت وقت است
که درد اشتیاقم قصد جان کرد‌

 

ای باد صبا اگر راه چاره‌ای بر درد ما در نظر داری، اکنون زمان مناسب است، زیرا که درد و رنج اشتیاقم به یار، در صدد کشتن من بر آمده است.

یعنی فردا برای مداوای درد من دیر است و خواهم مُرد.

 

✦✦✦✦

 

بیت هفتم

 

میان مهربانان کی توان گفت
که یار ما چنین گفت و چنان کرد

 

چه وقت و چگونه می‌توانم در مجلس یاران و دوستان مهربانم بگویم که یار با ما از چه سخن گفت، ولی چگونه رفتار کرد.

یعنی سخنان محبوب از وفاداری اما رفتارش همه بی‌وفایی بود.

 

✦✦✦✦

 

بیت هشتم

 

عدو با جان حافظ آن نکردی
که تیر چشم آن ابروکمان کرد

 

دشمن حافظ با جان او آن رفتاری را نکرد که تیر نگاهی از آن یار ابروکمانی انجام داد.

 

در اینجا بین تیر چشم و کمان ابروی یار مراعات‌النظیر هست. چون تیر را توسط کمان پرتاب می‌کنند.


دوست داری فال حافظ بگیری ؟ نیت کن و فال حافظ بگیر :)

این مقاله چقدر براتون مفید بود؟

از ۱ تا ۵ به این مقاله امتیاز بدید

میانگین رتبه 0 / 5. تعداد امتیاز ها: 0

تا حالا امتیازی ثبت نشده است! برای این مقاله امتیاز ثبت کنید.

solalehsn

به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه استاد شود: مناسبات، تدارکات، نگرش و رهبری. امید است در تحقیقستان بتوانم مطالبی را در زمینه های فوق ارائه دهم .

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا