
غزل رقص سرد – فال حافظ
غزل رقص سرد – فال حافظ
غزل شماره 163 دیوان حافظ حاصل مرحلهای است که شاعر به طرف کمال سیر میکند. این شعر در آغاز بهار سروده شده است و حافظ گل را بدون چهره محبوب و بهار را بدون شراب خوش نمیداند. همه در بهاران به دشت و صحرا میروند ولی حافظ عقیده دارد این کار بدون حضور لالهرخان عبث است. شاعر در بیت پنجم این غزل عقل را در برابر عشق محکوم میکند.
فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 163 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.
غزل رقص سرد – غزل گل بی رخ یار خوش نباشد – غزل 163 حافظ
گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالت گل
بی صوت هزار خوش نباشد
با یار شکرلب گل اندام
بی بوس و کنار خوش نباشد
هر نقش که دست عقل بندد
جز نقش نگار خوش نباشد
جان نقد محقر است حافظ
از بهر نثار خوش نباشد
غزل شماره 163 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی
نتیجه تفال غزل شماره 163 حافظ :
1- انسانی که تنهاست، حتی اگر تمام خوشیها را در اختیار داشته باشد، دلخوش نیست. همیشه این را بدان که سیرت مهمتر از صورت است پس فقط به ظواهر تکیه مکن و منش و کردار را نیز مد نظر داشته باش.
2- هیچ انسانی بی عیب نیست. تو سعی کن که ایرادات و مشکلاتت را برطرف کنی. در انتخابهایت بسیار دقت کن که تشخیص درست و غلط با توست.
معنی و تفسیر غزل شماره 163 حافظ – معنی غزل گل بی رخ یار خوش نباشد
بیت اول
گل بی رخ یار خوش نباشد
بی باده بهار خوش نباشد
تماشای گل در بوستان اگر چهره محبوب را نبینم، خوشایند و دلپذیر نیست. بدون نوشیدن شراب، بهار نیز دلپذیر نیست.
یعنی فقط با یار و شراب میتوان از زیبایی طبیعت لذت برد.
✦✦✦✦
بیت دوم
طرف چمن و طواف بستان
بی لاله عذار خوش نباشد
بودن در کنار چمن و گردش در باغ و بوستان، بدون یار گلچهره خوشایند نیست.
✦✦✦✦
بیت سوم
رقصیدن سرو و حالت گل
بی صوت هزار خوش نباشد
رقصیدن سرو و حالات زیبای گل، بدون آواز بلبل هزاردستان دلنشین نیست.
✦✦✦✦
بیت چهارم
با یار شکرلب گل اندام
بی بوس و کنار خوش نباشد
در خلوت بودن با محبوب شیرینلب و گلپیکر بدون بوس و آغوش او لطفی ندارد.
✦✦✦✦
بیت پنجم
هر نقش که دست عقل بندد
جز نقش نگار خوش نباشد
مهر تصویری که دست عقل آن را ترسیم کند هرچیزی بجز نقش محبوب باشد، زیبا نیست.
✦✦✦✦
بیت ششم
جان نقد محقر است حافظ
از بهر نثار خوش نباشد
ای حافظ، جان همانند سکهای کوچک و بیارزش است که برای فدا کردن در راه جانان شایسته نیست.



