
بررسی صورتهای مالی
بررسی صورتهای مالی
بررسی صورتهای مالی میتواند به منظور ارزیابی عملکرد و پیش بینی آینده شرکتها استفاده شود. برای نیل به این هدف رویکردهای مختلفی متصور است.
برخی معتقدند که تجزیه و تحلیلهای افقی و عمودی صورتهای مالی روند ملموسی از وضعیت مالی یک شرکت را به تصویر میکشد و اطلاعات مناسبی در خصوص روند فعالیتهای شرکت مورد نظر را در اختیار قرار میدهد. رویکرد دیگر، بهرهبرداری از صورتهای مالی به منظور ارزیابیهای کوتاه مدت و بلند مدت وضعیت یک شرکت است که متناسب با هر نوع ارزیابی تمرکز بر بخشهایی از صورت های مالی اهمیت پیدا میکند و از این جهت میتوان دستهبندی متفاوتی برای تجزیه و تحلیل صورتهای مالی قائل شد.
روشهای بررسی صورتهای مالی
به هر حال صرفنظر از اینکه کدام رویکرد را برای تجزیه و تحلیل و تفسیر صورتهای مالی انتخاب کنیم، چارهای جز بهرهبرداری از نسبتهای مالی وجود ندارد. نسبتهای مالی وجود ندارد. نسبتهای مالی در واقع مقایسه دو قلم از صورت های مالی است که از ترازنامه یا صورت سود و زیان مشتق میشوند. بر همین اساس معمولاً نسبتهای مالی در سه شاخه کلی قابل دستهبندی هستند.
نخست آن دسته از نسبتهای مالی که صرفاً از ترازنامه استخراج میشوند. دسته دوم نسبتهایی که به صورت تلفیقی از اقلام ترازنامه و صورت سود و زیان بهدست میآیند.
بهطور کلی نسبتهایی که برای تجزیه و تحلیل عملکرد وضعیت حال و آتی یک شرکت استفاده قرار میشوند در چهار گروه اصلی و یک گروه فرعی به شرح زیر طبقه بندی شدهاند
- نسبتهای نقدینگی: توان شرکتها را برای ایفای تعهدات کوتاه مدت نشان میدهد. این نسبتها شامل مواردی مانند نسبت جاری، نسبت آنی و … میشوند.
- نسبتهای فعالیت: نحوه بهکارگیری اثربخش داراییهای تحت کنترل شرکتها را نشان میدهد. این نسبتها مواردی مانند نسبت گردش کل داراییها، نسبت ارزش ویژه به داراییها و .. میباشند.
- نسبتهای سود آوری:خالص بازده درآمد فروش و داراییها را منعکس میکند. مواردی نظیر نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت بازده سرمایهگذاریها، نسبت سود ناخالص به فروش و … در این گروه قرار دارند.
علاوه بر چهارگروه اصلی فوق، یک گروه دیگر از نسبتها نیز وجود دارند که به نسبتهای ارزش بازار سهام معروف هستند. نسبتهای موجود در این گروه مواردی مانند EPS یا درآمد هر سهم، نسبت قیمت بازار به درآمد هر سهم یا P/E و… هستند که از طریق بازار سهام تعیین میشوند.
با استفاده از تکنیکهای تجزیه و تحلیل نسبتهای مالی میتوان شناخت بهتری از وضعیت مالی شرکتها به دست آورد. معمولاً محاسبه نسبتهای مالی بسیار ساده است اما تحلیل این نسبتها اهمیت دارد. تجزیه و تحلیل صورتهای مالی با استفاده از برخی نسبتها در واقع کوششی است جهت ارزیابی نقاط قوت و ضعف یک شرکت از طریق بررسی ارقام قید شده در گزارشها. برخی نسبتها ممکن است با توجه به دیدگاه و علاقه مدیران عامل شرکتها بیشتر استفاده میشود یا ممکن است نسبتهای دیگری که در طبقه بندی فوق به آنها اشاره نشده نیز تهیه و بررسی شود. اما باید توجه داشت، زمانیکه نسبت خاصی محاسبه میشود این نسبت با نسبتهای دیگر شرکت مورد نظر ارتباط دارد و علاوه بر آن، با همان نسبت در سال گذشته و با نسبتهای مشابه در شرکتهای رقیب مقایسه میشود. این مقایسهها نشاندهنده روند وضعیت شرکت در طی دورههای مختلف و همچنین قدرت رقابت شرکت با شرکتهای دیگر در صنعت خود است.
مدیران عامل باید بدانند که تجزیه و تحلیل نسبتها، نقطه پایانی به تجزیه و تحلیل وضعیت شرکت نیست، بلکه در اکثر موارد نشاندهنده زمینههایی است که به بررسیهای بیشتر نیاز دارد. از سوی دیگر، هرچند تجزیه و تحلیل نسبتها یک ابزار قدرتمند است اما محدودیتها و اشکالاتی نیز در این تحلیلها وجود دارد که از جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
● نسبتهای مالی در یک تاریخ مشخص محاسبه میشوند و اصولاٌ ارقام و اطلاعاتی ایستا هستند که وقایع و روندهای آتی را در محاسبات لحاظ نمیکنند.
● نسبتها بر اساس اطلاعات تاریخی(گذشته) محاسبه میشوند و تعمیم پذیری آنها به آینده در صورت تغییر شرایط، چندان معقوق به نظر نمیرسد.
● نسبتها فقط یک معیار کمی ارائه میکنند و دربارهی ویژگیهای کیفی موضوع اندازهگیری توضیحی ارائه نمیکنند و لزوماٌ منعکس کنندخ کیفیت اجزای تشگیل دهنده خود نیستند. به عنوان مثال نسبت جاری یک شرکت ممکن است بالا باشد درحالیکه در داراییهای جاری شرکت اقلام موجودی راکد و خارج از رده وجود دارد.
● نسبتهای مالی، تابع روشها و اصول حسابداری مورد استفاده شرکت مربوطه است و شرکتها میتوانند به سهولت از روشهایی استفاده کنند که نسبتها را تغیر دهند.
● آنچه بهعنوان نرخهای میانگین صنعت منتشر میشود صرفا ارقام تقریبی هستند به همین جهت شرکت باید به نسبتهای مربوط به رقبای خود توجه کند. باید توجه داشت که تعیین مطلوبیت یک نسبت به تنهایی و بدون توجه به محیط اقتصادی، نوع فعالیت، دیگر نسبتهای مرتبط و نیز متوسط صنعتی که شرکت مورد نظر د رحال فعالیت در آن است عملا امکان پذیر نخواهد بود.
● نظر به اینکه اطلاعات ترازنامهای به بهای تمام شده تاریخی و مربوط به مقطع تهیه آن است، به منظور واقعیتر بودن نسبتها و به حداقل رساندن تاثیرات تاریخی اقلام ترازنامهای، سعی میشود از متوسط ارقام در محاسبات استفاده شود. پس از عباراتی نظیر متوسط داراییها، میانگین بدهیها، متوسط موجودیها و … از این زاویه قابل پذیرش است.
درپایان تاکید میشود که بهطور کلی هر نسبتی یک محدودیت دارد و یک قابلیت. لذا در نظر گرفتن مجموع نسبتها برای دستیابی به تحلیلهای واقعی و کاربردی اهمیت خواهد داشت.
گردآوری توسط: تحقیقستان



