انشا در مورد شانس پیرمرد

  • دی- 1396 -
    3 دی
    کمک آموزشیانشا درمورد شانس پیرمرد

    انشا درمورد شانس پیرمرد

    انشا درمورد شانس پیرمرد پیر مردی در روستا بود که یک پسر و یک اسب داشت. روزی اسب پیرمرد فرار کرد همه همسایه ها برای دلداری به خانه پیر مرد آمدند و گفتند: عجب بد شانسی آوردی که اسبت فرارکرد! پیرمرد جواب داد: از کجا میدانید که این از خوش شانسی من بوده یا از بد شانسی ام؟ همسایه ها…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا