انشا در مورد پنجره
- دی- 1396 -5 دیپایه یازدهم

انشا درمورد پنجره
انشا درمورد پنجره پنجرهای هستم که فقط به عقب و جلو باز میشوم. سرما و گرما را تحمّل میکنم و هرکس که از جلویم میگذرد را میبینم. آنها را میبینم که به یکدیگر سلام میکنند و با هم حرف میزنند. حسرت آن را میخورم. وقتی مرا باز میکنند امیدوار میشوم به ادامهی زندگی بیجانم. وقتی که مرا میبندند معلوم نیست…
بیشتر بخوانید »
