موضوع انشا درباره کرونا

  • شهریور- 1399 -
    20 شهریور
    پایه هفتمانشا کرونا

    انشا کرونا

    انشا کرونا دشمن روح و روان را به‌زانو درآوردیم! و همچنان زندگی شکل قشنگی داشت! پر از فراز و نشیب‌های کوچک و بزرگ؛ مادرم هرروز با صدای زیبا پی‌درپی برای خوردن صبحانه مرا صدا می‌زد؛ با چشمان‌ خواب ‌آلود و پف‌کرده بیدار می‌شدم و بعد از شستن دست‌ و صورتم در کنار خانواده سر سفره می‌نشستم و مادرم با انگشتان…

    بیشتر بخوانید »
دکمه بازگشت به بالا