انشا درمورد گذر از رودخانه

انشا درمورد گذر از رودخانه

روزی با خانواده خود برای تفریح به یک پارک جنگلی رفتیم و پس از اینکه یک مکان مناسب برای استراحت یافتیم ، من و خواهرم به راه افتادیم تا با قدم زدن در آن مکان از ویژگی های آن مکان اطلاعاتی را بدست آوریم .

ما در آنجا درختان متنوعی را مشاهده کردیم که هر کدام دارای اندازه ها و شکل های مختلفی بودند و پس از چند دقیقه قدم زدن به قسمت باغ وحش رسیدیم که در آنجا هم توانستیم از خصوصیات بعضی حیوانات به طور کامل آگاه شویم . برای اینکه شخصی در آن مکان بود که همه اطلاعات موجودات آنجا را در اختیار ما قرار می داد .

پس از اینکه از باغ وحش بیرون رفتیم و از راهی دیگر خواستیم که پیش پدر و مادرمان برگردیم ، ما به رودخانه ای رسیدیم . من و خواهرم از روی پل ماهی های رودخانه را به یکدیگر نشان می دادیم و در کنار رود همزمان با آب رودخانه با هم بازی می کردیم .

و پس از اینکه به خوبی خودمان را خسته کردیم و از تفریح آن روزمان لذت بردیم ، راه افتادیم و من پس از تماشای رودخانه به خواهرم گفتم : حیف که امروز چقدر زود تمام شد درست عمر امروزمان مثل گذر رودخانه سریع به پیش رفت و هر چه که در امروز اتفاق افتاده است ، شاید بعدا هرگز اتفاق نیفتد..!

منبع: تحقیقستان

افشاگری,اخبار جدید,افشاگری نیوز,افشاگری روز,افشاگری جدید,افشاگری

همچنین ببینید

انشا پنج انگشت با هم برابر نیستند

انشا پنج انگشت با هم برابر نیستند

انشا پنج انگشت با هم برابر نیستند ضرب المثل شیرین ایرانی مالامال از درس زندگی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *