
دعوت نامه مهمانی برای گربه های شهر
دعوت نامه مهمانی برای گربه های شهر
سلام گربه جان!حال دل و وضع جیبت چطور است؟ نمی دانم تو را دوستی خوب خطاب کنم یا دشمنی بدطینت!به هر حال بگذریم! گربه ی خشن و هرازگاهی مهربان!این نامه را برای دعوت از تو فرستادم.
شاید پیش خودت بگویی چطور شده است که خاله موشه ی ترسوی شهرما برای من دعوت نامه فرستاده است؟ خب برایت می گویم که اوضاع از چه قرار است!هفته ی بعد تولد من است! همه ی دوستانم دعوت اند. گربه ها،موش ها و سگ های محل همگی دعوت شده اند.
می خواستم تولدم را در لانه ام که در دیوار پشتی خانه ی شهردار شهر است بگیرم اما وقتی که کمی فکرکردم دیدم تو با آن قد رعنا و جثه ی بزرگت که نمی توانی وارد دیوار خانه ی شهردارشوی! به خاطر همین مهمانی من در شهربازی بزرگ شهر است.
همه قرار است آنجا هم را ملاقات کنیم. من قرار است در مهمانی با پنیر های لذیذ و خوراکی های خوشمزه از شما پذیرایی کنم.
تازه! کیک زیبایی را هم سفارش داده ام که مطمئنم با دیدنش انگشت به دهان خواهی ماند.
من عاشق کادو و هدیه ام و بیشتر از همه،پنیر معروف لیقوان را دوست دارم!با آوردن این کادو مرا خیلی خوشحال میکنی!البته خیلی خوشحال میشوم که قدم رنجه فرمایی و مجلس ما را منور کنی!مهمانی که بدون تو صفایی ندارد!خلاصه قرار است در آن شب حسابی خوش بگذرانیم اما به شرطها و شروطها…
بهتر است که فکر اذیت کردن مرا از ذهنت بیرون کنی و آن شب را آتش بس کوتاه مدتی بگیریم تا حالمان خوب باشد!بازم خوشحال میشوم که بیایی..آدرس و زمان مهمانی را برایت می نویسم..
از طرف دشمنی که قرار است یک شب دوستت بدارد <خاله موشه>
زمان:پنجشنبه شب..از ساعت ۸ تا هروقت که خوراکی ها تموم شه و کادوهامو بگیرم.
مکان: شهربازی بزرگ شهر



