سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.


انشا دعوت نامه مهمانی برای گربه های شهر

انشا دعوت نامه مهمانی برای گربه های شهر

انشا دعوت نامه مهمانی برای گربه های شهر

سلام بر مستر” میومیو “ی بزرگ! امیدوارم که حالتان بهتر شده باشد؛ زیرا دفعه آخری که شما را دیدم ،در حال یقه درانی و دعوا بر سر” ناز میو بانو “با بچه پرو های محلتان بودید و چنان گرد و خاکی به پا کرده بودین که تا همین چند روز پیش هم نامتان بر سر زبانها بود و احدی جرئت ورود به محله” نازمیو بانو” را نداشت.

این نامه را من می‌گویم و “جعفر میو خان” خواننده برایتان مکتوب می‌کند. بهش گفتم که شما تا کلاس سوم بیشتر نرفته‌اید و نمی‌توانید تند تند بخوانید، آرام آرام بنویسد که شما نامه را راحت بخوانید و عقب نمانید؛ البته حواسم هست که به همه گفته اید که سیکل دارید تا جلوی نازمیو بانو کم نیاورید به هرحال !

می‌دانم که مثل همیشه پشت کانتر قراضه ی سر کوچه یتان پنهان شده و یواشکی از شکاف بین پنجره ی اتاق “نازمیو” او را دید میزنید !بنده که شاهده این عشق پرسوز و گداز شما بوده و هستم خواستم بعد از آن بار آخر ی که به شما کمک کردم، در پست کردن هدیه تولد” ناز میو” که یک دست کت و دامن ست بود و مجبور شدم جدا جدا برایش پست کنم ؛و آن گل سینه ی بزرگی که برایش خریده بودین پاکت را سنگین می کرد ولی نگران نباشید گل سینه را جدا کردم و جدا گانه توی کارتون مقوایی برایش فرستادم.

این بار نیز خواستم لطفی کنم و این هجران چند ساله را به وصال تبدیل نمایم ؛از همین رو مهمانی ای ترتیب داده و تمامی گربه های شهر از جمله “نازمیو” را نیز به آن دعوت کرده ام و بساط سور و سات را فراهم نموده تا شما با اطمینان خاطر کنار عزیزتان قرار بگیرید .

انشا درباره تضاد مفاهیم دریا و خشکی

و البته لازم به ذکر است که در این مهمانی نعمت فراوان است و دیگر لازم نیست از صبح تا شب دنبال یک لقمه موش باشید تا آن را تقدیم “نازمیو” کرده و چاپلوسی نمایید.

در این جا توی این مهمانی بزرگ نمی دانید که چه موش هایی پیدا می شود! به جان عزیز شما قسم که موش هست به اندازه ی یک خرگوش، بزرگ و خوشمزه! و خیالتان راحت که اصلا هم مزه ی موش های کوپنی و یخ زده را نمی دهد.

ببخشید …معطل شدین؟!.. آخه “جعفر میو خان” خواننده رفته بود دستشویی، همین حالا برگشت !

راستی سگ حسن آقا هم مرد !

مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بیندازند، سگ طفلکی وقتی داشتم زیر دریا برای مرحوم پدرش قبر می کند؛ نفس کم آورد و مرد.!

البته این خبر خوبی برای شماست. تا دیگر با شنیدن پارس سگ دنبال سوراخ موش نگردین و نترسین! خلاصه فرصت خوبی است تا دلی از عزا در آورده و سر کیف بیایید.

راستی: خواستم برایتان یک خرده پول پست کنم ،ولی وقتی یادم افتاد، که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایتان پست کرده بودم.

امضا

از طرف: پیشی نازه به مستر میو میو

این مطلب را به اشتراک بگذارید
2528

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان
error: