انشا ذهنی درباره بهار

انشا ذهنی درباره بهار

انشا ذهنی درباره بهار

بهار از راه می رسد و باز در این دل غوغایی برپا می شود. بهار می آید و زمین بیدار می شود. بهار می آید و می رود ماه سپند. بهار نرم نرمک با لبخندی دلبرانه از راه می رسد. بهار می آید و طنین دل انگیز بهاری اش به گوش می رسد. طنینی از جنس لطافت، زیبایی، تازگی، زندگی و عشق.

بهار می آید و آفتاب با حرارت دلنشین خود به زمین جانی دوباره می بخشد . شب های بهاری قرص ماه شب چهارده در دل آسمان تاریک و بی ابر می درخشد ، درآن هنگام ماه شب چهارده در آسمان پادشاهی و نورافشانی خواهد کرد.

وقت ، وقت بیداری بهار است . بهار بیدار می شود و بنفشه پیشتازجعد عنبر بوی خود را در اختیار مشتاقان بهار می گذارد . اما گل ها همچنان در خواب نوشین اند. بهاری که زیبایی را با خود خواهد آورد و همه را از خواب زمستانی خود بیدار می کند و دست نوازش بر روی زمین خواهد کشید و به آنها تازگی و طراوت خواهد بخشید . آن شب زمستانی که قرار است صبح بهاری اش پدیدار شود ، آن شب به درازای شب یلداست . بهار می آید و مانند دختر بچه ای جامه چیندار سبز و گل دار خود را بر روی زمین پهن می کند.

آن روز وقت بخشیدن است . وقت ، وقت عاشق شدن است ، عاشق حضرت دوست شدن. تمام فروردین را کوچه به کوچه به دنبالت می گردم تا تو را از این بهار عاشقانه عیدی بگیرم . خوشا آن که عاشق شود . عاشق تو ای معبود زیبایی ها.

در آن روز شکوفه های بهاری چشم باز می کنند و طنین دلنشین بهاری را می شنوند . در آن بهار زیر شکوفه های باران خورده و آسمان بیقرار قدم زدن زیباست و ناگهانی یک فنجان چای بهار نارنج خوردن لذت بخش است.

بیا ای بهار جان ها که این دل بیقرار است.

چه خوش گفت حافظ شیرازی:

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی

از این باد آر مدد خواهی چراغ دل بر افروزی

کاش همه این تازگی را تجربه کنند حتی در رفتار و کردار

گردآوری توسط: تحقیقستان

2435

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

magnifier
توسط
تومان