انشا درمورد سفر با کرونا

انشا درمورد سفر با کرونا

هنوز درگیر بیماری مرگ بار و فراگیر کرونا هستیم . نگرانی جدی این است که بخشی از مردم ،در اثر کرونا در بدترین شرایط به سر می برند یا جانشان را از دست داده اند . حالا کرونا برای سیاحت،تجارت،زیارت و استراحت به شهر های مختف ایران سر می زند .

در تمام طول مسیر برایم صحبت می کند از علاقه اش به امدن به ایران می گوید.می گوید 🙁 در این سفر مردمانش از مردمان چین برایم دلچسب تر بودند و تاکل کشور را درگیر نکنم بی خیال نمی شوم .

احساس می کنم با امدنم به معنای رهایی و ازادی بوده ام و در همین روز های ابتدایی با حمایت شما مردم غیور و مهربان ایرانی که با عدم رعایت اصول بهداشتی و درمانی پشتیبان و یاور من بوده اید ؛ موفق به تعطیلی مدارس ، اداره ها و آزادی هزاران زندانی شده ام .) و حالا من ، کرونا ووهانی را به خیابان های مازندران می آورم و به او نشان می دهم که چگونه رنگ را از زندگی و دنیایمان برداشته است.

خیابان هایی که سال پیش همین موقع پراز سرو صدا و قیل و قال دستفروشان بود . خیابان هایی که هنوز صدای شور و شوق بچه ها از خرید لباس و کفش نو را انعکاس می دهد و چراغ هایش به امید روز روشن چشمک می زند . از لابلای کوچه هایش بوی سبزی تازه ،ماهی سفید ، سنبل می آید . کاسه های سفالی ابی که ماهی قرمز دلش لک زده درونش بچرخد .

اسفند برای من سراسر شور و هیجان بود سرو صدای بازار ، فریاد های شادی فروشندگان با رنگ های نشاط اور و عطر مست کننده میوه ها.

حتما بخوانید  انشا درمورد کارکن مگو چیست کار

اسفند برای من پریدن از روی اتش گرم دوستی بود آتشی که قرار بود تمامی سختی ها و غم های امسالمان را درون خود بسوزاند . اسفندی که بدون واهمه و دغدغه از زنده ماندن و نماندن در خیابان ها دور دور می کردیم و بدون ترس گرمای بوسه هایمان را نثار همدیگر می کردیم .

و حالا خیابان های سوت و کور و مغازه های بسته و داروخانه هایی که بدون استثنا کاغذ (ماسک ،الکل،ضد عفونی کننده موجود نیست را چسبانده اند) خیابان هایی که هوایش خفه است و بوی تنش و ناآرامی می دهد .

کرونا تنها یک ویروس است و می دانیم روزهای سختی را با او گذراندیم ، اما بدانید خودمان بودیم که باعث شیوع بیشتر بیماری کرونا شدیم ، مابودیم که با سه روز تعطیلی به شمال سرازیر شدیم و مازندران را درگیر کردیم و ما بودیم که با قرنطینه نکردن قم باعث بزرگ تر شدن مشکل شدیم و همچنین ما بودیم که چندین طلبه ی چینی وارد ایران کردیم !

پس کرونا فارغ از بحث احساسی به ما یاد داد که گاهی سهل انگاری و بی فرهنگی های مردمان باعث بزرگتر شدن مشکل می شود و همین ما جمع می شویم و ملت ۸۰ میلیونی ایران را تشکیل می دهیم که از دست مسئولین حرص می خوریم .

حتما بخوانید  انشا درمورد عروسک

نمی دانم قراره تاکی با ما باشی و نمی دانم قراره بهار امسال ما در زمستان بماند یا خیر . ولی میدونم باتو آینده ی درخشانی در انتظارمان نیست. اما این را خوب بدان. خوب بدان که من تلافی می کنم و من انتقام تمام بغل ها و بوسه هایی که تو مانعشان شدی را می گیرم و من بعد از تو تمام عزیزانم را به تلافی این روز ها سخت به سینه می فشارم.

نویسنده : نگار آبدنگچی | پایه یازدهم فتوگرافیک  | هنرستان راهیان نور | شهرستان ساری

۰
منبع
تحقیقستان
برچسب ها

حسین شریفی

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


دکمه بازگشت به بالا
بستن