
غزل یاران طریقت – فال حافظ
غزل یاران طریقت – فال حافظ
غزل شماره 10 دیوان حافظ مستقيماً به داستان شيخ صنعان نظر داشته و «پير ما» در مطلع غزل همان شيخ صنعان و در اینجا هسته مركزی و شخصيت پير تصوری حافظ است. حافظ لطف سخنش را از نشان روی خوب او میداند و در پایان به یار هشدار میدهد که از تیر آه آتشینش بترسد.
فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 10 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.
غزل یاران طریقت – غزل دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما – غزل 10 حافظ
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانه خمار دارد پیر ما
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین چنین رفتهست در عهد ازل تقدیر ما
عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما
غزل شماره 10 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی
نتیجه تفال غزل شماره 10 حافظ :
1- مسیری که در آن قدم گذاشتهای صحیح است و خیر دنیا و عقبی در آن است، همراهان خوبی نیز در این راه با تو هستند. با بهرهگیری از تدبیر و تفکر، هدف خود را دنبال کن و با پشتکار و دلگرمی ادامه مسیر را نیز طی کن. به زودی به جمعی اضافه خواهی شد که ممکن است سرنوشتت در آنجا تغییر کند. نشانهها و پالسهای مثبت از آن جمع دریافت خواهی کرد. اگر با تقوی و پرهیزگار باشی از گزند هر بلایی در امان میمانی، کارت درست میشود و امورات بر وفق مرادت میگردد.
2- آن کسی که تو انتظارش را میکشیدی به راهی خلاف از انتظار تو رفته است و اکنون تو مستاصل و حیران شده ای. تو هم همان راهی را انتخاب کن که او برگزیده، زیرا کامیابی و صلاح تو در آن است، پس تردید مکن که اگر در این راه تلاش کنی ، زندگیت شیرین و گوارا خواهد شد. فقط توجه داشته باش که هرگز کاری نکنی که آه کسی دامانت را بگیرد.
معنی و تفسیر غزل شماره 10 حافظ – معنی غزل دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
بیت اول
دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانه خمار دارد پیر ما
ما هواداران نمیتوانیم از این به بعد به جانب کعبه رو کنیم، چرا که شیخ ما به خانه میفروش روی آورد.
حافظ در این بیت بیاختیار بودن خودش در برابر تصمیم و عقل و درایت پیر و اطاعت بیچون و چرا از او را یادآور میشود. حتی اگر پیر و مراد راه کاری کرد که به نظر عقل سلیم و شرع و مذهب اشتباه است، مریدان او اختیار سرپیچی ندارند.
خَمّار: میفروش
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین چنین رفتهست در عهد ازل تقدیر ما
ما همراه همسفر و با راهنمای خود به میکده عرفان روی خواهیم آورد، چون سرنوشت ما را در روز نخست چنین رقم زدهاند.
روز ازل: نخستین روز آفرینش. ازل زمان بیآغاز و همیشگی را میگویند.
مراد از روز ازل همان روزی است که خداوند پیش از خلق اجساد به ارواح فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بلی! (آیه صد و هفتاد و دو سوره اعراف).
✦✦✦✦
بیت چهارم
عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
اگر خرد آگاه شود که دل ما در چین گیسوی یار چه حال خوشی دارد، خردمندان هم به دنبال زنجیر جنون ما دیوانگی را برمیگزینند.
این بیت یکی از زیباییترین جانبخشیها را داراست. حافظ عقل را موجودی زنده تصور کرده است که اگر از جایگاه آسوده و حال خوش دل آگاه شود، جایگاه خود را که درون وجود عاقلان است ترک میکند تا خود را به زنجیر یا همان گیسوی آویخته یار درآویزد.
میان دیوانه و زنجیر مراعاتالنظیر هست چراکه دیوانگان را در زنجیر میکنند.
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زآن زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
چهرهی زیبای تو نشانهای از حسن بر ما آشکار کرد و از آنگاه در سخن ما جز لطافت، نکویی و نغزی نتوان یافت.
آیت همان آیه و نشانه است و علامتی است تا به چیز دیگر رهنمون شود. در این بیت «روی خوب» آیهای برای نشان دادن «لطف» است و لطیف آن چیزی است که حس شود بدون چگونگی و از تعابیر عاشقانه و عارفانه است.
این لطف چنان تأثیرگذار بوده است که تمامی سخن حافظ را به خوبی و لطافت مبدل ساخته است.
با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما
آیا آه آتشین و سوزش سحری سینه ما در دل جفاکار و بیرحم تو اثری خواهد داشت؟
سوز سینه شبگیر: جای صفت و مضافالیه در این عبارت جابجا شده است و در اصل «سوز شبگیر سینه» بوده است.
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما
ای حافظ، تیر دود دل ما از فلک هم فراتر میرود، پس دم فروبند و بر جان خود ببخشای و از تیر آه ما خود را برحذر دار.
گاه شاعر تخلص خود را شخصیت ثانوی فرض میکند و او را مورد خطاب قرار میدهد ولی در حقیقت مقصود شاعر هشدار دادن به یار سنگین دل است.




من آرایه های این بيتو میخوام از کجا پیدا کنم
سلام و عرض ادب
بایستی با تکیه بر دانش خود نسبت به پیدا سازی آرایه های مدنظرتان اقدام بفرمائید
موفق باشید