
غزل دوام وصل – فال حافظ
غزل دوام وصل – فال حافظ
غزل شماره 196 دیوان حافظ اشاره به پاسخ او نسبت به کراماتی دارد که از شاه نعمت الله ولی توسط مریدانش میان مردم پخش شده بود. حافظ میخواهد کسانی که با یک نگاه خاک را طلا میسازند، با گوشه چشم به او نگریسته تا حالش بهتر شود اما در همین حال برای درمان درد خویش حاضر نیست به طبیبان متظاهر و ریاکار مراجعه کند و از خدا شفا میخواهد.
فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 196 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.
غزل دوام وصل – غزل آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند – غزل 196 حافظ
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
آن به که کار خود به عنایت رها کنند
بی معرفت مباش که در من یزید عشق
اهل نظر معامله با آشنا کنند
حالی درون پرده بسی فتنه میرود
تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
ترسم برادران غیورش قبا کنند
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
خیر نهان برای رضای خدا کنند
حافظ دوام وصل میسر نمیشود
شاهان کم التفات به حال گدا کنند
غزل شماره 196 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی
نتیجه تفال غزل شماره 196 حافظ :
چشم امید به کسانی داری که ظاهرشان نیکوست ولی در باطن انسانهایی ناشایست هستند. از این افراد باید حذر کنی، به طور کلی به دوستان ریاکار و دوروی خود هرگز دل مبند که هیچگاه به فکر تو نخواهند بود.
هرچه میخواهی از خدا بخواه. حسودان و دشمنان اطرافت را بشناس و قبل از هر کاری از جوانب آن کار با خبر شو. اگر دشمنان در حق تو نامردی کردند، آنها را به خدا واگذار کن که خداوند از هر انتقامگیرندهای قدرتمندتر است. عاقل کسی است که وقت خوشی را غنیمت شمرده و از آن بهترین استفاده را ببرد.
معنی و تفسیر غزل شماره 196 حافظ – معنی غزل آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
بیت اول
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
کسانی که با کیمیای نگاه خود خاک را به طلا تبدیل میکنند آیا میشود که یک گوشه چشم هم به ما بیندازند؟
یعنی چه خوب میشود اگر به من نگاه کنند تا خاک وجودم زر شود.
✦✦✦✦
بیت دوم
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
بهتر آن است که درد من از مدعیان طبابت پنهان بماند، امیدوارم که روزی مرا از خزانه غیب الهی درمان کنند.
✦✦✦✦
بیت سوم
معشوق چون نقاب ز رخ در نمیکشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند
وقتی که محبوب برقع از رخساره خود برنمیدارد، چرا هر کسی از روی پندار باطل چهره او را وصف میکند؟
یعنی چه لزومی دارد که مردم برای توصیف چهره یار دست به دامان اوهام خود شوند.
✦✦✦✦
بیت چهارم
چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
آن به که کار خود به عنایت رها کنند
وقتی که عاقبت بخیر بودن به رندی و یا وارستگی ارتباط ندارد، پس همان بهتر که انسانها پاداش و جزای اعمال خودشان را به بخشایش و مصلحت خدا واگذار کنند.
رندی و زاهدی دو مرتبه مقابل هم هستند. زاهد فرد متشرع، اما ریاکار است و رند شخص پاکدامن که ظاهری لاابالی دارد.
✦✦✦✦
بیت پنجم
بی معرفت مباش که در من یزید عشق
اهل نظر معامله با آشنا کنند
از شناخت حق و آگاهی عارفانه دور مباش، یعنی کوشش کن که معرفت و شناخت خود را بالاتر ببری؛ چراکه در بازار خرید و فروش عشق، صاحبنظران فقط با آشنایان عشق، داد وستد میکند و آشناها برنده معامله هستند.
✦✦✦✦
بیت ششم
حالی درون پرده بسی فتنه میرود
تا آن زمان که پرده برافتد چهها کنند
اکنون که پرهیزگار و در پرده عفاف هستند، این همه فساد میکنند، روزی که پردهها برداشته شود، معلوم میشود چهها که نکردهاند.
پرده برافتادن خصوصیت روز قیامت است که اسرار آشکار میشود.
✦✦✦✦
بیت هفتم
گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار
صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند
اگر سنگ از این گفته من به ناله و فغان دربیاید، تعجب نکن که جای شگفتی نیست، زیرا اهل دل داستان دل یعنی عشق را با سوز و گدازی مؤثر بیان میکنند.
یعنی چنان حکایت عشقم را میگویم که حتی دل سنگ هم آب میشود.
✦✦✦✦
بیت هشتم
می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب
بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند
شراب بنوش، زیرا صد گناه پنهان از چشم بیگانگان، از عبادتی که از روی ریاکاری و تظاهر انجام شود، بهتر است.
✦✦✦✦
بیت نهم
پیراهنی که آید از او بوی یوسفم
ترسم برادران غیورش قبا کنند
پیراهنی را که از آن بوی یوسف به مشام من میرسد، میترسم که برادران حسودش از هم دریده و چاک چاک کنند.
برادران از فرط حسادت حتی چشم دیدن پیراهن یوسف را هم ندارند.
✦✦✦✦
بیت دهم
بگذر به کوی میکده تا زمره حضور
اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند
از کوی میخانه و محله خرابات عبور کن تا حلقه رندان به دعا کردن در حق تو بپردازند.
✦✦✦✦
بیت یازدهم
پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان
خیر نهان برای رضای خدا کنند
ای محبوب، دور از چشم حسودان مرا به سوی خودت دعوت کن، زیرا صاحبنعمتان بخشایشگر کار نیک را برای رضای خدا در پنهانی انجام میدهند.
✦✦✦✦
بیت دوازدهم
حافظ دوام وصل میسر نمیشود
شاهان کم التفات به حال گدا کنند
ای حافظ، روزگار وصال یار همیشه برقرار نیست و مانند توجه شاهان به گدایان زودگذر و اندک است. یعنی این زمان زودگذر را غنیمت بدان.



