سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.


غزل غمزه جادو – فال حافظ

غزل غمزه جادو - فال حافظ

غزل غمزه جادو – فال حافظ

غزل شماره 210 دیوان حافظ در زمانی سروده شده که شاه شیخ ابواسحاق از شیراز متواری و در اصفهان به سر می‌برد و حافظ دوست و حامی خود را از دست داده است. حافظ می‌گوید شب گذشته در جمعی از دوستداران ممدوح بوده است و تا پاسی از شب درباره فضایل و محاسن یار صحبت می‌کردند. دل از مژه‌های یار خون شده است ولیکن باز هم عاشق کمان ابروی اوست.

فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 210 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.


غزل غمزه جادو – غزل دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود – غزل 210 حافظ

 

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت

باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود

هم عفاالله صبا کز تو پیامی می‌داد

ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت

فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

من سرگشته هم از اهل سلامت بودم

دام راهم شکن طره هندوی تو بود

بگشا بند قبا تا بگشاید دل من

که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود

به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر

کز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود

 

غزل شماره 210 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی


نتیجه تفال غزل شماره 210 حافظ :

1- آرزوهای بسیاری در سر داری اما مدتی از همه دور بوده‌ای، اکنون حس جدیدی در تو جوانه زده است، گویا دل در گروی یار داده‌ای که بسیار مبارک است. با اخلاق خوبی که داری می‌توانی دوستان زیادی را در اطراف خود جمع کنی. در زندگی خود صادق باش و وجودت را از دروغ خالی کن، ماه پشت ابر نمی‌ماند.

غزل حدیث سحر فریب - فال حافظ

2- اگر از نظر معیشت و اوضاع مالی در تنگنا هستی، بهتر است نگران نباشی چون تو موفق می‌شوی ولی هرگز به این موفقیت‌ها مغرور مشو که شکست خواهی خورد. دوستان صمیمی‌ات را از خود دور مکن تا در آینده تنها نمانی. حوصله و صبر داشته باش تا به هدفت برسی.


معنی و تفسیر غزل شماره 210 حافظمعنی غزل دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود

 

بیت اول

 

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود
تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود

 

دیشب گفتگوی مجلس ما درباره گیسوان تو بود و تا نیمه‌های شب از حلقه‌های به هم پیوسته زنجیر زلف تو سخن می‌گفتیم.

 

✦✦✦✦

 

بیت دوم

 

دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت
باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود

 

با آنکه دل از تیر مژگان تو در خون می‌تپید باز در آروزی دیدار ابروی کمانی تو بود و یا باز مشتاقانه در آرزوی تیر دیگری از کمانخانه ابروی تو بود.

 

✦✦✦✦

 

بیت سوم

 

هم عفاالله صبا کز تو پیامی می‌داد
ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود

 

باز هم رحمت به نسیم صبا که پیامی از تو برای ما آورد وگرنه ما با کس دیگری که از کوی تو آمده باشد برخورد نکردیم.

عفالله جمله‌ای دعایی است یعنی خداوند او را مورد لطف و رحمت خویش قرار دهاد.

 

✦✦✦✦

 

بیت چهارم

 

عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت
فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود

 

غزل مرشد عشق - فال حافظ

دنیا، از غوغا و غائله عشق ناآگاه بود. اشارت دلبرانه چشم جادوگر تو چنین شور و شری را در جهان به راه انداخت.

 

✦✦✦✦

 

بیت پنجم

 

من سرگشته هم از اهل سلامت بودم
دام راهم شکن طره هندوی تو بود

 

من سرگردان هم روزی آسوده احوال و بی‌تشویش بودم، این چین و شکن زلف سیاه تو بود که دام راه و سبب گرفتاری من شد.

 

✦✦✦✦

 

بیت ششم

 

بگشا بند قبا تا بگشاید دل من
که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود

 

بند قبایی را که پوشیده‌ای، باز کن تا من خوشحال شوم، زیرا وسعتی که در معیشت من بود از پهلوی تو حاصل می‌شد.

 

✦✦✦✦

 

بیت هفتم

 

به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر
کز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود

 

تو را به وفاداری‌ات سوگند می‌دهم که به سر خاک مزار حافظ قدم بگذار، زیرا در حالی از این دنیا می‌رفت که آرزوی دیدن تو را در دل داشت.


دوست داری فال حافظ بگیری ؟ روی دکمه زیر کلیک کن 🙂

این مطلب را به اشتراک بگذارید
495

به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه استاد شود: مناسبات، تدارکات، نگرش و رهبری. امید است در تحقیقستان بتوانم مطالبی را در زمینه های فوق ارائه دهم .

دیدگاه کاربران
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان
error:
تحقیقستان اعلان های جدید تحقیقستان را رایگان دریافت کنین :)
ردکردن
اعلان ها را مجاز کنید