
غزل مهر نگار – فال حافظ
غزل مهر نگار – فال حافظ
غزل شماره 228 دیوان حافظ پس از رسیدن خواجه تورانشاه به وزارت شاه شجاع، در تعریف و تقاضای حمایت از خود، جهت آن وزیر سروده شده است. مصراع اول در برخی نسخ به صورت «اگر از باغ تو یک میوه بچینم چه شود؟» ثبت شده است و به یار و محبوب میگوید از آن همه دارایی و بزرگی شأن و مقام تو چیزی کم نمیشود اگر اندکی از آنها را به من ببخشایی.
فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 228 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.
غزل مهر نگار – غزل گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود – غزل 228 حافظ
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
عقلم از خانه به در رفت و گر می این است
دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
صرف شد عمر گران مایه به معشوقه و می
تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود
غزل شماره 228 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی
نتیجه تفال غزل شماره 228 حافظ :
1- به نظر میرسد که بیش از اندازه در زندگی تعلل میکنی. بیش از این دوستانت را در انتظار قرار مده. اگر آنها سکوت کردهاند به این معنا نیست که از وضعیت موجود راضی هستند بلکه میخواهند خودت تصمیم بگیری.
2- وفای به عهد را در زندگی خود فراموش مکن تا موجب رنجش دیگران نشوی. کسی هست که تو را دوست دارد، پس به عشق او احترام بگذار. آیندهنگر باش و فردا را نیز در نظر بگیر. آرزوهای دور و دراز تو را به مقصود نمیرساند و فقط عمرت را هدر میدهد. صبر داشته باش و برای باز شدن گره مشکلت از خداوند کمک بخواه.
معنی و تفسیر غزل شماره 228 حافظ – معنی غزل گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
بیت اول
گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود
پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود
اگر من از باغ حسن تو میوهای چیده و بهره ببرم و مسیر زندگی خود را با نور تو ببینم چه خواهد شد؟!
این دو مصراع استفهام انکاری هستند یعنی این دو به تو ضرری نخواهند زد.
✦✦✦✦
بیت دوم
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود
خدایا اگر منِ گرمازده لحظهای در پناه سایه آن معشوق سرو بلندقد بنشینم، چه خواهد شد؟ اتفاقی نمیافتد.
✦✦✦✦
بیت سوم
آخر ای خاتم جمشید همایون آثار
گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود
ای آنکه، چون انگشتری سلیمان، فرخندهاثر و بختآور هستی، اگر نشانهای از تو بر نگین بخت من بیفتد چه خواهد شد؟
✦✦✦✦
بیت چهارم
واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید
من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود
وقتی که خطیب و سخنران مشهور این دیار به صف دوستداران پادشاه و نگهبان این شهر در آمد، اگر من به محبوبی مهربان دل ببندم چه میشود؟
✦✦✦✦
بیت پنجم
عقلم از خانه به در رفت و گر می این است
دیدم از پیش که در خانه دینم چه شود
عقل از سرم پرید و اگر شراب، چنین اثر شگرفی به جای میگذارد، میتوانم جلوجلو دریابم که در خانه دین و ایمانم هم چه اتفاقی خواهد افتاد.
✦✦✦✦
بیت ششم
صرف شد عمر گرانمایه به معشوقه و می
تا از آنم چه به پیش آید از اینم چه شود
عمر عزیز در راه معشوقه و شراب گذشت. تا ببینم که از معشوق چه به روز ما و از شراب چه بر سر من خواهد رفت.
✦✦✦✦
بیت هفتم
خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت
حافظ ار نیز بداند که چنینم چه شود
خواجه و سرور من آگاه شد که من عاشقپیشه هستم و مشکلی پیش نیامد؛ اگر حافظ هم از این موضوع باخبر شود طوری نخواهد شد.
منظور از خواجه در این بیت و همچنین خاتم جمشید همایون آثار در بیت سوم همانا «خواجه تورانشاه وزیر شاه شجاع» است و بطورکلی این غزل را برای پیشکش به این وزیر عالیقدر سروده است.



