سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.


غزل جانان – فال حافظ

غزل جانان - فال حافظ

غزل جانان – فال حافظ

غزل شماره 233 دیوان حافظ یکی از غزل‌های عاشقانه اوست که عاشقی شیدایی را به تصویر می‌کشد. شاعر می‌گوید تا زمانی که به کامیابی نرسیدم، از طلب کردن یار دست برنمی‌دارم. او دو راه در پیش رو دارد: یا به وصال یار می‌رسد و یا بر سر این راه جان خواهد داد. آتش عشق درون حافظ آنقدر سوزان است که بعد از وفاتش، کفن او را نیز خواهد سوزاند.

فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 233 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.


غزل جانان – غزل دست از طلب ندارم تا کام من برآید – غزل 233 حافظ

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید

یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر

کز آتش درونم دود از کفن برآید

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران

بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش

نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم

خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید

گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان

هر جا که نام حافظ در انجمن برآید

 

غزل شماره 233 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی


نتیجه تفال غزل شماره 233 حافظ :

1- سخت‌کوشی خصوصیت بارز شخصیتی توست، می‌خواهی به وصال یار برسی و قصد داری با عزمی راسخ و اراده‌ای قوی پا در راه رسیدن به آن بگذاری. در این راه باید با ناامیدی‌ها مبارزه کنی و اجازه ندهی باعث رکود و عقب‌نشینی تو شوند. با دست روی دست گذاشتن و سهل‌انگاری کاری از پیش نخواهی برد.

2- شکست‌ها را آیینه عبرت خود کن و از آن‌ها درس بگیر. صبور و شکیبا باش و تا رسیدن به نتیجه دلخواه تلاش کن. به زودی در جمعی حضور پیدا می‌کنی و با افرادی ملاقات می‌کنی که دیداری خوب و رضایت‌بخش خواهد بود.


معنی و تفسیر غزل شماره 233 حافظمعنی غزل دست از طلب ندارم تا کام من برآید

 

بیت اول

 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

 

از خواستن و جستجو دست بر نمی‌دارم تا به آرزوی خود برسم. به هر حال یا تن من به وصال معشوق خواهد رسید یا جان من از تنم بیرون خواهد رفت.

 

✦✦✦✦

 

بیت دوم

 

بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر
کز آتش درونم دود از کفن برآید

 

پس از مرگم خاک گور مرا بشکاف و نگاه کن که بر اثر آتش عشق درون سینه‌ام، از کفنم دود بر می‌خیزد.

 

✦✦✦✦

 

بیت سوم

 

بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران
بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

 

چهره‌ات را بگشا تا خلقی از دیدن زیبایی‌هایت شگفت‌زده و واله و حیران شوند. حرفی بزن تا مرد و زن از شنیدن سخنان شیرینت از شور و شادی فریاد برآورند.

 

✦✦✦✦

 

بیت چهارم

 

جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش
نگرفته هیچ کامی جان از بدن برآید

 

جانم به لب رسیده و در این لحظات پایانی این اندوه و حسرت را در دل دارم که هنوز از لبانش کامی نگرفته جانم از تنم بیرون رود.

 

✦✦✦✦

 

بیت پنجم

 

از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم
خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید

 

از حسرت نبوسیدن لب‌هایش طاقتم طاق شده و نمی‌دانم که چه زمانی مراد تهیدستان از دهان او حاصل می‌شود.

 

✦✦✦✦

 

بیت ششم

 

بر بوی آنکه در باغ یابد گلی چو رویت
آید نسیم و هر دم گرد چمن برآید

 

نسیم صبا به امید آنکه در باغ، گلی همچون تو را بیابد، هر لحظه به باغ آمده و گرداگرد چمن به وزیدن می‌پردازد.

 

✦✦✦✦

 

بیت هفتم

 

گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان
هر جا که نام حافظ در انجمن برآید

 

هرجا که نام حافظ در انجمن‌ها و مجالس برده می‌شود، گروه عشقبازان از او به نیکی یاد می‌کنند.


دوست داری فال حافظ بگیری ؟ روی دکمه زیر کلیک کن 🙂

495

به گمان من انسان برای موفقیت در زندگانی باید بتواند در چهار زمینه استاد شود: مناسبات، تدارکات، نگرش و رهبری. امید است در تحقیقستان بتوانم مطالبی را در زمینه های فوق ارائه دهم .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان
error: