
غزل نشاط جوانی – فال حافظ
غزل نشاط جوانی – فال حافظ
غزل شماره 295 دیوان حافظ میگوید به جوانی و شادابی خود نناز که روزی به پایان خواهد رسید. با غرور و تکبر جایی در بین دوستان و مردم نخواهی داشت. حافظ مطلع غزل را با صحنهپردازی زیبایی آغاز میکند؛ سحرگاهان به باغ رفته تا از همچون بلبل به بوی گل دماغ را تازه کند. در باغ گلها با زیبایی در جلوه هستند و به بلبل عاشق توجهی ندارند.
فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 295 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.
غزل نشاط جوانی – غزل سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ – غزل 295 حافظ
سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
که تا چو بلبل بیدل کنم علاج دماغ
به جلوه گل سوری نگاه میکردم
که بود در شب تیره به روشنی چو چراغ
چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور
که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ
گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم
نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ
زبان کشیده چو تیغی به سرزنش سوسن
دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ
یکی چو باده پرستان صراحی اندر دست
یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ
نشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان
که حافظا نبود بر رسول غیر بلاغ
غزل شماره 295 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی
نتیجه تفال غزل شماره 295 حافظ :
1- غرور و تکبر بیجا مانع رسیدن تو به اهدافت میشوند، پس آنها را از خود دور کن. وقت آن است که دیواری را که میان خودت و دیگران کشیدهای خراب کنی و در میان مردم قدم بگذاری.
2- دوره حسن و جوانی به زودی به سر خواهد آمد، بنابراین قدر لحظات خود را بدان تا دچار ندامت و پشیمانی نشوی. عاقبتاندیش باش و در زندگی تندروی نکن. از افراط و تفریط بپرهیز. حرف حسودان و بددلان اگرچه تو را غمگین میسازد ولی کوچکترین تأثیری بر زندگیات ندارد.
معنی و تفسیر غزل شماره 295 حافظ – معنی غزل سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
بیت اول
سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ
که تا چو بلبل بیدل کنم علاج دماغ
پگاه به آرزوی دیدار گل یکدم به باغ رفتم تا مانند بلبل عاشق به درمان دماغ خود بپردازم و بند غم از دل بگشایم.
✦✦✦✦
بیت دوم
به جلوه گل سوری نگاه میکردم
که بود در شب تیره به روشنی چو چراغ
به خودنمایی گل سرخ آتشی مینگریستم که در تیرگی شب مانند چراغ میدرخشید.
✦✦✦✦
بیت سوم
چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور
که داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ
گل سرخ آنچنان به زیبایی و جوانیاش غره شده بود که از دل بلبل به هزار بهانه خاطر پرداخته بود و عنایتی به عاشق خود نمیکرد.
✦✦✦✦
بیت چهارم
گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم
نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ
نرگس زیبا از اندوه اشک از دیده روان کرده است و لاله از غلبه سوز عشق بر جان و دل صد نشان دارد.
✦✦✦✦
بیت پنجم
زبان کشیده چو تیغی به سرزنش سوسن
دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ
گل سوسن برای سرزنش کردن دیگران زبان خود را همچون شمشیر دراز کرده است و گل شقایق همچون سخنچینان دهان گشوده است.
✦✦✦✦
بیت ششم
یکی چو بادهپرستان صراحی اندر دست
یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ایاغ
در ادامه بیت قبل: سوسن همچون میگساران تنگ شراب در دست نگه داشته و شقایق مانند ساقی بزم بادهنوشان جام بر کف ایستاده است.
✦✦✦✦
بیت هفتم
نشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان
که حافظا نبود بر رسول غیر بلاغ
خوشی و عشرت و جوانی و نوبت گل را مغتنم بشمار و سود خویش بدان که ای حافظ، بر فرستاده جز رساندن پیام تکلیفی نیست.
مصراع دوم از آیه ۹۹ سوره مائده مقتبس است.



