
غزل دولت غم – فال حافظ
غزل دولت غم – فال حافظ
غزل شماره 311 دیوان حافظ بیانگر عشق واقعی است. عشقی که شاعر در بیت اول به آن اشاره دارد و مقصود وی طلب سوز و گداز عاشقانه است. حافظ میگوید خودش از خدا خواسته که با غم عشق او را به دولت برساند. به عاشقی، رندی و نظربازی خود افتخار میکند و آنها را هنرهایی برای خود میداند. شمع که خوش از غم عشق یار میسوزد، همدرد حافظ است.
فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 311 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.
غزل دولت غم – غزل عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام – غزل 311 حافظ
عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام
وز خدا دولت این غم به دعا خواستهام
عاشق و رند و نظربازم و میگویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
شرمم از خرقه آلوده خود میآید
که بر او وصله به صد شعبده پیراستهام
خوش بسوز از غمش ای شمع که اینک من نیز
هم بدین کار کمربسته و برخاستهام
با چنین حیرتم از دست بشد صرفه کار
در غم افزودهام آنچ از دل و جان کاستهام
همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا
بو که در بر کشد آن دلبر نوخاستهام
غزل شماره 311 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی
نتیجه تفال غزل شماره 311 حافظ :
1- عاشق بودن موهبتی از جانب خدا و هنری گرانبهاست که از هرکسی برنمیآید و این هنر در وجود تو به ودیعه گذاشته شده است. در راه عشق و محبت، صداقت بیشتری داشته باش و ریاکاری، شک و دودلی را از خود دور کن.
2- اگر بتوانی از عزم و اراده خود استفاده کنی، شک نداشته باش که موفق خواهی شد. کمرویی و شرم بیش از اندازه، تو را از رسیدن به مقصود دور می کند. هیچ موفقیتی بدون تلاش و پافشاری میسر نمیگردد؛ زمام امور را در دستت بگیر و به جایی برو که میدانی از آن طریق مقصودت حاصل میشود.
معنی و تفسیر غزل شماره 311 حافظ – معنی غزل عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام
بیت اول
عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام
وز خدا دولت این غم به دعا خواستهام
عاشق روی نوجوانی خوشرفتار و نورسیده هستم و از خداوند اقبال حاصل از غم این عشق را تمنا کردهام.
✦✦✦✦
بیت دوم
عاشق و رند و نظربازم و میگویم فاش
تا بدانی که به چندین هنر آراستهام
آشکارا میگویم که من عاشق، وارسته و جمالپرست هستم تا بدانی که وجود من با چه هنرهایی زینت داده شده است.
✦✦✦✦
بیت سوم
شرمم از خرقه آلوده خود میآید
که بر او وصله به صد شعبده پیراستهام
از جامه زهد خود که به شراب و گناه آلوده شده و بر آن با صد نیرنگ وصله زدهام شرمسارم.
✦✦✦✦
بیت چهارم
خوش بسوز از غمش ای شمع که اینک من نیز
هم بدین کار کمربسته و برخاستهام
ای شمع، از غم او بسوز و بگداز که اکنون من نیز به همین منظور آماده و بر پای بلند شدهام.
✦✦✦✦
بیت پنجم
با چنین حیرتم از دست بشد صرفه کار
در غم افزودهام آنچ از دل و جان کاستهام
با این همه کارکُشتگی، عنان اختیار از دست من به در رفت و هرقدر که دل و جان را فرسوده و از دست دادهام به اندوهم اضافه شده است.
✦✦✦✦
بیت ششم
همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا
بو که در بر کشد آن دلبر نوخاستهام
مانند حافظ با پیراهنی که از گریبان چاک دادهام به سوی خرابات میروم، شاید که آن محبوب نوجوان مرا در آغوش بگیرد.



