
غزل عمر جاودان – فال حافظ
غزل عمر جاودان – فال حافظ
غزل شماره 419 دیوان حافظ چنان که از محتوای کلام آن برمیآید در اوایل سلطنت شاه شجاع و مقارن ایامی که حافظ در مجالس شاه حضور مییافته سروده شده است. حافظ وصال شاه شجاع را از زندگی جاودانه بهتر میداند و از خدا میخواهد بهترینها را به او عطا کند. با توجه به بیت دهم شاه محمود از او خواسته به اصفهان برود و حافظ امتناع کرده است.
فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 419 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.
غزل عمر جاودان – غزل وصال او ز عمر جاودان به – غزل 419 حافظ
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
به شمشیرم زد و با کس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
به داغ بندگی مردن بر این در
به جان او که از ملک جهان به
خدا را از طبیب من بپرسید
که آخر کی شود این ناتوان به
گلی کان پایمال سرو ما گشت
بود خاکش ز خون ارغوان به
به خلدم دعوت ای زاهد مفرما
که این سیب زنخ زان بوستان به
دلا دایم گدای کوی او باش
به حکم آن که دولت جاودان به
جوانا سر متاب از پند پیران
که رای پیر از بخت جوان به
شبی میگفت چشم کس ندیدهست
ز مروارید گوشم در جهان به
اگر چه زنده رود آب حیات است
ولی شیراز ما از اصفهان به
سخن اندر دهان دوست شکر
ولیکن گفته حافظ از آن به
غزل شماره 419 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی
نتیجه تفال غزل شماره 419 حافظ :
تجربههای زیادی را در زندگی باید بدست بیاوری. کمی صبر و تحملت را افزایش بده و با دیدن ناملایمتیها مأیوس مشو. بدان که هیچ کاری بدون رنج و تلاش به مقصود نمیرسد. با انسانهای باتجربه و دانا مشورت کن. به زودی به مراد خود میرسی، اگر صبر کنی و زودرنج و ترسو نباشی.
معنی و تفسیر غزل شماره 419 حافظ – معنی غزل وصال او ز عمر جاودان به
بیت اول
وصال او ز عمر جاودان به
خداوندا مرا آن ده که آن به
پیوند و دیدار با دوست از زندگانی همیشگی بهتر است. خدایا آن چیز را به من ارزانی دار که بهتر است.
✦✦✦✦
بیت دوم
به شمشیرم زد و با کس نگفتم
که راز دوست از دشمن نهان به
یار مرا با شمشیر جفا آزرده ساخت و من سخنی در این باره با کسی نگفتم، چراکه بهتر است راز دوست از دشمن پنهان باشد.
✦✦✦✦
بیت سوم
به داغ بندگی مردن بر این در
به جان او که از ملک جهان به
به جان دوست سوگند میخورم که مرگ بر درگاه خانه وی با نشانه غلامی از پادشاهی بر جهان بهتر است.
✦✦✦✦
بیت چهارم
خدا را از طبیب من بپرسید
که آخر کی شود این ناتوان به
برای خاطر خدا از پزشک من بپرسید که این رنجور، کی بهبودی مییابد.
✦✦✦✦
بیت پنجم
گلی کان پایمال سرو ما گشت
بود خاکش ز خون ارغوان به
آن گل که زیر پای محبوب بلندقد ما پایمال شد، خاک او از خون ارغوان باارزشتر است.
✦✦✦✦
بیت ششم
به خلدم دعوت ای زاهد مفرما
که این سیب زنخ زان بوستان به
ای زاهد، مرا به بهشت دعوت مکن، زیرا سیب زیر چانه یار از تمامی آن بوستان بهتر است.
✦✦✦✦
بیت هفتم
دلا دایم گدای کوی او باش
به حکم آن که دولت جاودان به
ای دل، همیشه در محله او دریوزگی پیشه کن، زیرا مقدر شده که ثروت و مکنت بهتر است پاینده و جاوید باشد.
✦✦✦✦
بیت هشتم
جوانا سر متاب از پند پیران
که رای پیر از بخت جوان به
ای جوان، از پند سالخوردگان سرپیچی و روگردانی مکن به حکم آنکه تدبیر پیر بر بخت و اقبال جوان برتری دارد.
✦✦✦✦
بیت نهم
شبی میگفت چشم کس ندیدهست
ز مروارید گوشم در جهان به
یار شبی میگفت: چشم کسی در دنیا بهتر از گوش پندنیوش من که مروارید اندرز را در خود جای میدهد، ندیده است.
✦✦✦✦
بیت دهم
اگر چه زنده رود آب حیات است
ولی شیراز ما از اصفهان به
هرچند آب زاینده رود زندگانی ابدی میبخشد، اما شهر ما شیراز از شهر اصفهان بهتر است.
✦✦✦✦
بیت یازدهم
سخن اندر دهان دوست شکر
ولیکن گفته حافظ از آن به
کلمات در دهان محبوب همچون شکر شیرین است یعنی محبوب شیرینسخن است، اما گفته و پند حافظ از آن سخن شیرینتر و باارزشتر است.



