
غزل قصه فاش – فال حافظ
غزل قصه فاش – فال حافظ
غزل شماره 42 دیوان حافظ شعری رندانه است. برخی آن را الهی، عرفانی و از عشقی حقیقی میدانند و عدهای دیگر میگویند که آن را در یک رقابت غزلی سروده است و صراحت گفتار و سرفراز بیرون آمدن از کارها نشانهای از سروده شدن غزل در ایام جوانی است.
فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 42 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.
غزل قصه فاش – غزل حال دل با تو گفتنم هوس است – غزل 42 حافظ
حال دل با تو گفتنم هوس است
خبر دل شنفتنم هوس است
طمع خام بین که قصه فاش
از رقیبان نهفتنم هوس است
شب قدری چنین عزیز شریف
با تو تا روز خفتنم هوس است
وه که دردانهای چنین نازک
در شب تار سفتنم هوس است
ای صبا امشبم مدد فرمای
که سحرگه شکفتنم هوس است
از برای شرف به نوک مژه
خاک راه تو رفتنم هوس است
همچو حافظ به رغم مدعیان
شعر رندانه گفتنم هوس است
غزل شماره 42 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی
نتیجه تفال غزل شماره 42 حافظ :
1- حرص و طمع را از زندگیات بیرون بینداز تا در کارهایت پیشرفت کنی. داشتن هوای نفسانی در کارها عاقبت خوشی ندارد، از آن دوری کن.
2- آن مقصودی را که مدتهاست به دنبالش میگشتی به زودی پیدا خواهی کرد البته هرگز شرف و اعتقاد خود را در این راه صرف مکن و با احتیاط عمل کن.
معنی و تفسیر غزل شماره 42 حافظ – معنی غزل حال دل با تو گفتنم هوس است
بیت اول
حال دل با تو گفتنم هوس است
خبر دل شنفتنم هوس است
آرزو دارم که از حال دل خود با تو سخن گویم و از گرفتاریاش در خم گیسوی تو خبر گیرم.
✦✦✦✦
بیت دوم
طمع خام بین که قصه فاش
از رقیبان نِهفتنم هوس است
ببین خام طمعی تا چه حد است که هوس دارم قصه مشهور عشق و محبت را از مراقبین و نگاهبانان تو پنهان نمایم.
طمع خام: آرزوی بیهوده و باطل است و صاحب آن را خامطمع میگویند. در بیت سوم از غزل شماره ۲۵۰ حافظ میگوید: «زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهات / ای دل خام طمع این هوس از یاد ببر».
نهفتن: به گفته دکتر حمیدیان به کسر اول درست است، چه اینکه «نـِ» پیشوند به معنای فرود و پایین است در بسیاری واژهها همچون نوشتن و… آمده است. اینکه راز عشق را نمیتوان نهفت و پنهان کرد، در غزلیات دیگر همچون بیت ششم غزل شماره یک حافظ تکرار شده است:
همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر
نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها
✦✦✦✦
بیت سوم
شب قدری چنین عزیز و شریف
با تو تا روز خفتنم هوس است
در یک همچو شب قدری عزیز و شریف، آرزو دارم که با تو تا صبح بخوابم.
شب قدر: کنایه از شب وصال. برای مطالعه بیشتر درباره شب قدر به معنی بیت اول از غزل شماره ۳۱ حافظ: «آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشبست» مراجعه کنید.
✦✦✦✦
بیت چهارم
وه که دردانهای چنین نازک
در شب تار سفتنم هوس است
شگفتا که در این شب تاریک، دلم مرواریدی چنین ظریف را سوراخ کردن و به رشته کشیدن خواهد.
دردانه: مروارید گرانبها که به تنهایی درون صدف را پر کرده باشد. در بیت سوم از غزل شماره ۳۴۶ حافظ عشق را دردانه مینامد: «عشق دردانهست و من غواص و دریا میکده»
برخی شارحان این بیت را و سفتن مروارید را راجع به وقایع شب زفاف میدانند.
گروه دوم اینطور تعبیر میکنند: نیکا که هوس دارم غزلی بدین لطافت و نازکی در شب وصل برای تو بسرایم. اینان بیت آخر از غزل شماره سه حافظ را شاهدی بر این مدعا میدانند که دُر سفتن را با غزل گفتن مترادف آورده است:
غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ
که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را
دسته سوم دُر سفتن را اجتهاد در کسب حکمت و اسرار الهی معنی میکنند که فقط با شبزندهداری آن هم در شب عزیز قدر امکانپذیر است.
✦✦✦✦
بیت پنجم
ای صبا امشبم مدد فرمای
که سحرگه شکفتنم هوس است
ای نسیم بهاری یاری کن که سحرگاه با دل تنگ چون غنچه آرزوی شکفتن با دم شادیبخش تو دارم.
طرفداران دیدگاه اروتیک این بیت را در ادامه بیت قبل میدانند که داماد به دلیل کامی که در شب زفاف میگیرد، در سحرگاه شاد و شکفته میشود. همانگونه که باد صبا غنچه را میگشاید.
طرفداران دیدگاه عرفانی مراد از صبا را فیض رحمانی میدانند.
✦✦✦✦
بیت ششم
از برای شرف به نوک مژه
خاک راه تو رُفتنم هوس است
برای کسب دولت و عزت، آرزو دارم راههایی را که تو در آن قدم زدهای با مژهگان و اشکِ چشمم آب و جارو نمایم.
عبارت با مژه جارو کردن در ادبیات عارفانه و عاشقانه حافظ تکرار میشود، به عنوان مثال بیت سوم از غزل شماره نه حافظ:
گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش
خاکروب در میخانه کنم مژگان را
✦✦✦✦
بیت هفتم
همچو حافظ به رغم مدعیان
شعر رندانه گفتنم هوس است
همانند حافظ به ناخواه و ناپسند دشمنان آرزو دارم که شعر رندانه بسرایم.
برغم مدعیان: برای مطالعه بیشتر به معنی بیت دوم غزل شماره ۲۳ حافظ «به رغم مدعیانی که منع عشق کنند/جمال چهره تو حجت موجه ماست» مراجعه کنید.
مدعیان: دکتر حمیدیان مدعیان را «عماد فقیه» شاعر همدوره با حافظ میداند که دو غزل همروال این غزل دارد. دلیل این توجیه اینکه حافظ برخلاف میل عماد، غزلی از عماد را که تغزلی متعارف است، به گونهای چشمگیر با مضامین خاص خود جایگزین کرده و نام این کار را شعر رندانه گذاشته است.
شعر رندانه: شعر دوپهلو که ایهام داشته باشد. شعری که طعن و طنز نیز داشته باشد و شاعر برای خلاص شدن از ایراد گرفتنِ منتقدان، راه بیرون شدی برای خود باز گذاشته تا چنانچه با تقبیح مواجه شد توجیهی برای آن داشته باشد و بتواند راه گم کند.



