
غزل امید عطا – فال حافظ
غزل امید عطا – فال حافظ
غزل شماره 449 دیوان حافظ در خلال دو سال و کسری تبعید شاعر در یزد سروده شده است. حافظ در مطلع غزل خطاب به شاه شجاع او را معشوقی جفاکار خطاب میکند. در ابیات بعدی او را سیمرغ مینامد که نشان از عظمت و بلندمرتبه بودن ممدوح دارد و خودش را مگس که در برابر سیمرغ به چشم نمیآید اما با سماجت سعی دارد وارد عرصه سیمرغ شده و جولان دهد.
فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره 449 حافظ را در تحقیقستان بخوانید.
غزل امید عطا – غزل ای که مهجوری عشاق روا میداری – غزل 449 حافظ
ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا میداری
ساغر ما که حریفان دگر مینوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا میداری
غزل شماره 449 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی
نتیجه تفال غزل شماره 449 حافظ :
مشکلی برای تو پیش آمده است و به دنبال مقصر میگردی، اما همهچیز به خودت برمیگردد و آه و ناله فایدهای ندارد. کاری را که نمیتوانی انجام بدهی انجام نده. اول تواناییهای خودت را بسنج، سپس قدم در راه گذار. با ندانمکاری، خود را دچار رنج و زحمت نکن. بدون تلاش به هیچ جایی نمیرسی، باید سعی و تلاش کنی تا به هدف برسی. اشتباهات پیشین خود را با تعقل و اندیشه برطرف کن.
معنی و تفسیر غزل شماره 449 حافظ – معنی غزل ای که مهجوری عشاق روا میداری
بیت اول
ای که مهجوری عشاق روا میداری
عاشقان را ز بر خویش جدا میداری
ای آنکه جدایی و دوری عاشقان را روا دانسته و چاکران خود را از پیش خود دور میکنی… ادامه در بیت بعد
✦✦✦✦
بیت دوم
تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب
به امیدی که در این ره به خدا میداری
در برابر چشمداشتی که به عنایت الهی داری، تشنهکام بیابان عشق را با آب دیداری مدد برسان.
✦✦✦✦
بیت سوم
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا میداری
جانا، دلم را ربودی و تو را حلال کردم، اما از دل من بهتر از من نگهداری نما و با او بهتر از من رفتار کن.
✦✦✦✦
بیت چهارم
ساغر ما که حریفان دگر مینوشند
ما تحمل نکنیم ار تو روا میداری
اگر تو جایز میدانی بدان، اما برای ما قابل قبول و قابل تحمل نیست که همپیالههای دیگر از جام ما شراب مینوشند.
✦✦✦✦
بیت پنجم
ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری
ای مگس بیارزش، بارگاه بلند سیمرغ محل پرواز و تاخت و تاز تو نیست، با این کار هم آبروی خودت را میبری و هم ما را رنجیدهخاطر میکنی.
✦✦✦✦
بیت ششم
تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم
از که مینالی و فریاد چرا میداری
تو به خاطر خطا و قصور خود از فیض این درگاه محروم شدهای، از دست چه کسی گلایه داری و برای چه داد و فریاد میکنی؟
✦✦✦✦
بیت هفتم
حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند
سعی نابرده چه امید عطا میداری
ای حافظ، از پادشاهان مقام و منصب را در برابر خدمت و حسن عمل طلب میکنند؛ تو که در این راه کار و کوششی نکردهای برای چه چشمداشت بخشش از جانب شاه داری؟



