
غزل غم ایام – فال حافظ
غزل غم ایام – فال حافظ
فال حافظ با معنی و تعبیر کامل و تفسیر بیت به بیت غزل شماره هشت حافظ را در تحقیقستان بخوانید.
غزل غم ایام – غزل ساقیا برخیز و درده جام را – غزل 8 حافظ
ساقیا برخیز و در ده جام را
خاک بر سر کن غم ایام را
ساغر می بر کفم نه تا ز بر
برکشم این دلق ازرق فام را
گر چه بدنامیست نزد عاقلان
ما نمیخواهیم ننگ و نام را
باده در ده چند از این باد غرور
خاک بر سر نفس نافرجام را
دود آه سینه نالان من
سوخت این افسردگان خام را
محرم راز دل شیدای خود
کس نمیبینم ز خاص و عام را
با دلارامی مرا خاطر خوش است
کز دلم یک باره برد آرام را
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
هر که دید آن سرو سیم اندام را
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را
غزل شماره 8 حافظ با صدای علی موسوی گرمارودی
نتیجه تفال غزل شماره 8 حافظ :
وقت آن رسیده که در وجود خود انقلاب کنی و غم و غصه گذشته را به دست فراموشی بسپاری. بیش از این فکر کم و زیاد دنیا را مکن. سعی کن بر وسوسه های وجود خود فائق شوی.
گرچه احساس تنهایی میکنی و کسی را محرم دل خود نمیبینی، ولی با امید به خدا و پیشه کردن صبر و بردباری، کامیابی به سراغت خواهد آمد.
معنی و تفسیر غزل شماره 8 حافظ – معنی غزل ساقیا برخیز و درده جام را
بیت اول
ساقیا برخیز و در ده جام را
خاک بر سر کن غم ایام را
ای ساقی، بیا ساغری باده به ما عطا کن و اندوه روزگار را زیر خاک کن و به فراموشی بسپار.
✦✦✦✦
بیت دوم
ساغر می بر کفم نه تا ز بر
برکشم این دلق ازرق فام را
جام باده را بر کف دستم بگذار تا بنوشم و مست شوم و این خرقه کبود رنگ صوفیانه را از تن برکَنَم. صوفیان در زمان حافظ لباس خود را با مادهای به نام نیل رنگ میکردند و ازرق یا نیلی میشد.
حافظ لباس ازرق را که صوفیان میپوشیدند مایه ریاکاری میداند و در غزلیات متعدد ازجمله در بیت «غلام همت دردیکشان یکرنگم / نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهاند» در غزل با مطلع «شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهند» به این موضوع اشاره میکند.
✦✦✦✦
بیت سوم
گر چه بدنامیست نزد عاقلان
ما نمیخواهیم ننگ و نام را
اگرچه نخواستن شهرت نزد خردمندان بدنامی است، ما خواستار نام و جاه نیستیم و به مستی و رسوایی عشق دل خوش داریم.
✦✦✦✦
بیت چهارم
باده در ده چند از این باد غرور
خاک بر سر نفس نافرجام را
می بده؛ تا کی باد فریب در سر داشتن و مغرور بودن؟ خاک بر تارک نفس بدعاقبت و فرمانناپذیر باد.
✦✦✦✦
بیت پنجم
دود آه سینه نالان من
سوخت این افسردگان خام را
دود آه جانسوز سینهی دردمندم در این مردهدلان خاماندیشه آتش افروخت و اثربخش افتاد.
✦✦✦✦
بیت ششم
محرم راز دل شیدای خود
کس نمیبینم ز خاص و عام را
نگهدارنده راز و رازدار دل عاشق خود از میان آشنایان و بیگانگان کسی را نمییابم که بتوانم رازم را به او بگویم.
✦✦✦✦
بیت هفتم
با دلارامی مرا خاطر خوش است
کز دلم یک باره برد آرام را
ذهن و خاطر من با فکر کردن به آن معشوقی حال خوش دارد که با یک نظر آرامش را از دلم برد.
✦✦✦✦
بیت هشتم
ننگرد دیگر به سرو اندر چمن
هر که دید آن سرو سیم اندام را
هرکسی یار قدبلند سیمین تن (کنایه از زیبایی) را دید، پس از آن هرگز به سرو در بوستان نگاهی نیز نمیاندازد.
✦✦✦✦
بیت نهم
صبر کن حافظ به سختی روز و شب
عاقبت روزی بیابی کام را
هرچند صبر سخت است، اما تو ای حافظ شب و روز صبر کن، چراکه بالاخره یک روز به مراد، آرزو و خواست خود میرسی.



