انشاء طنز تلخ
- دی- 1396 -11 دیکمک آموزشی

انشا درمورد طنز تلخ
انشا درمورد طنز تلخ شب بود و خورشید به روشنی میدرخشید. پیرمردی جوان یکّه و تنها با خانوادهاش در سکوت گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بودند و درحالی که میخندید، صدای گریهٔ آنان به قدری بلند بود که کسی نشنود. آنها پیاده با ماشین به خانه رسیدند و چون هوا سرد بود، زیر باد کولر خودشان را گرم کردند.…
بیشتر بخوانید »
