سبد خرید
0

هیچ محصولی در سبد خرید نیست.


انشا درمورد مهمانی خانوادگی

انشا درمورد مهمانی خانوادگی

انشا درمورد مهمانی خانوادگی

دید و بازدید فامیل، رسمی کهن در ایران است که در اسلام هم به شدت به آن تاکید شده است و در اصطلاح به ان صله رحم میگویند که به معنای پیوند کردن دو چیز است.

کم کم با گسترش ابراز های ارتباطی این دید و بازدید ها کم رمغ تر شده است چرا که برخی ارتباط خود را با دوستان و آشنایان خود در حد برقراری یک تماس تلفنی محدود کرده اند.

اما برخی همچنان صله رحم را به جای می آورند با این تفاوت که بیشتر برای استفاده از وای فای میزبان به مهمانی می روند تا دیدار با میزبان. پس از احوال پرسی و کمی خوش و بش به سراغ اصل مطلب رفته و جویای حال مودم و پسورد آن می شوند.

میزبان هم به رسم مهمان نوازی فارغ از حجم محدود اینترنت خود راز مودم را علنی می کند که این سرآغاز حاکم شدن سکوت در مجلس گرم خویشاوندی است.

یکی خندان و دیگری عصبانی، برخی متعجب و کمی نگران از متن هایی که در شبکه های اجتماعی خود می بینند و اگر هم حرفی رد و بدل شود محدود به موضوعات دریافتی از فضای سایبری است.

مهمانان بی تفاوت نسبت به صله رحم و پرسیدن اوضاع و احوال یکدیگر! همه در کنار یکدیگر با گوشی خود در تنهایی به سر می برند. میهمانی ها شلوغ است اما صدای دلینگ دلینگ پیام های شبکه های اجتماعی بالاتر از هر صدای دیگری به گوش می رسد. البته این موضوع تنها منحصر به میهمانی ها و دورهمی های خانوادگی نیست.

حتی ماجرا دیگر به جوان ها هم محدود نیست بلکه بزرگ ترهای فامیل هم با خرید گوشی های هوشمند، در میهمانی ها حسابی مشغول تلفن های همراه شان شده اند.

انشا درمورد زلزله

انشا درباره مهمانی خانوادگی

از روزی که معلم ما موضوع انشا درباره مهمانی خانوادگی به سبک خاطره نویسی به ما داد، تمام حواسم را جمع کرده ام تا این جمعه وقتی به خانه پدر بزرگ و مادربزرگ رفتیم و همه خانواده دور هم جمع شدیم، گزارشی دقیق از نحوه برگزاری مهمانی های خانوادگی و خوبی ها و مشکلات آن بنویسم.

بالاخره جمعه فرا رسید و ما پیش از ظهر آماده شدیم و به مهمانی رفتیم. اولین کاری که برای برگزاری مهمانی رسم است، دعوت کردن از مهمانان به صورت تلفنی یا حضوری است.

مادربزرگ به خانه تک تک فرزندانش زنگ زده بود و گفته بود که برای جمعه قرمه سبزی بار می‌گذارد و دعوت کرده بود که همگی برای ناهار به خانه او برویم و دور هم جمع شویم.

همه لباس های تمیز و مرتب پوشیدیم و زود به خانه مادربزرگ رفتیم تا در انجام کارها به او کمک کنیم. هر کس قسمتی از کارها را انجام می‌دهد. زن ها در آشپزخانه کمک می‌کنند و مردها برای چیدن سفره و مرتب کردن وسایل خانه کمک می‌کنند.

بچه های خانواده که از دیدن هم حسابی ذوق زده شده اند دور هم جمع می‌شوند و بازی های دسته جمعی می‌کنند. گاهی یک بحث و موضوع گفتگو طرح می‌شود و هر کس نظر خودش را بیان می‌کند.

از مشکلات و اتفاقاتی که برایشان افتاده تعریف می‌کنند و همین باعث می‌شود هر کس راه حلی به ذهنش می‌رسد بگوید و اگر کمکی از دستشان بر می‌آید برای هم انجام دهند. حتی گوش دادن به حرف همدیگر باعث آرامش و احساس صمیمیت بین افراد خانواده می‌شود.

انشا درمورد روزی که دوست دارم تکرار شود

مادربزرگ و پدربزرگ، سرگرم بودن با گوشی ها و رفتن به فضای مجازی را در مهمانی قدغن کرده اند. در مهمانی های ما جایی برای چشم و هم چشمی ها و کدورت ها وجود ندارد و سعی می‌کنیم روابط فامیلی مان را هر هفته با همدلی و در کنار هم بودن تقویت کنیم.

مهمانی های خانوادگی در صورتی که ساده و صمیمی برگزار شود، می‌تواند روحیه کل خانواده را شاد کند و روابط خویشاوندی را مستحکم‌تر و قوی تر کند. همه از حال هم با خبر می‌شوند و احساس نزدیکی بیشتری به هم خواهند داشت.

بچه های خانواده با هم بازی می‌کنند و خاطرات شیرینی ایجاد می‌شود. انجام بازی های دسته جمعی و خوردن غذا دور هم از لذتبخش ترین تجربه هایی است که یک فامیل می‌توانند در کنار هم داشته باشند.

متاسفانه امروزه بسیاری از خانواده ها درگیر تجملات شده و برگزاری مهمانی ها را برای خود و دیگران سخت کرده اند. همچنین با غرق شدن در شبکه های اجتماعی مجازی، امروزه کمتر شاهد حضور فیزیکی فامیل در کنار هم هستیم و وقتی هم دور هم جمع می‌شویم بیشتر سرمان توی گوشی هایمان است که این ما را از هم دور کرده است.

امیدوارم با ساده تر کردن و صفای بیشتر مهمانی ها، رسم و رسومات قدیم را زنده نگه داریم و بتوانیم از کنار هم بودن لذت بیشتری ببریم.

این مطلب را به اشتراک بگذارید
2527

راه موفقیت، همیشه در حال ساخت است؛ موفقیت پیش رفتن است، نه به نقطه پایان رسیدن . ما در تحقیقستان تلاش میکنیم تا بهترین ها را برای شما به ارمغان آوریم.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان
error: